تبليغاتX
حرف حساب فرهنگیان ایرانی (گیلان -رشت)

متن کامل سخنرانی افشاگرانه عباس پالیزدار بر علیه سران نظام جمهوری اسلامی

منبع روزآن لاین   (به دلیل اطلاع رسانی و همین طور فیلتر بودن روزآنلاین تصمیم  گرفتم مطلب رو در وبلاگ قرر بدم)  

لینک فیلم سخنرانی         

جالبه که من این لینک رو دو روز بعد از مطرح شدن این مسئله در اینترنت قرار دادم . اما با کمال تعجب در این یک  ساعت آنچنان از طریق سرچ گوگل به این صفحه مراجعه میشه که دهنم باز مونده!!! به سایر دوستان وبلاگ نویس هم توصیه میکنم با توجه به چنین اشتیاقی برای مطالعه این مطلب. اون رو در صفحه اصلی بلاگتون قرار بدین و یا حداقل بهش اشاره بکنین. سایر عزیزان مطالعه کننده هم با ایمیل و ... این مسئله رو اطلاع رسانی کنید. 

در ضمن در این گیر و دار تحصن و اعتصاب غذای دانشجوهای تربیت معلم رو فراموش نکنید                        

 متن كامل سخنرانی عباس پالیزدار درباره نقش روحانیان در مفاسد اقتصادی (لینک ۲۱ مطلب مرتبط هم در پایین صفحه قرار داره که خحاوی مطالب قابل توجهی هستند)

بخش های مهمی از سخنان عباس پالیزدار در سایت‌های اینترنتی منتشر شده است. ولی با توجه به اهمیت ادعاهای ‏مطرح شده از سوی این عضو کمیته تحقیق و تفحص از قوه قضاییه، "روزآنلاین" برای اولین بار متن کامل اظهارات ‏نامبرده را - تا جایی که از نوار سخنان وی قابل فهم است – منتشر می کند. لازم به ذکر است که در متن زیر، هر ‏کجا که اظهارات پالیزدار قابل فهم نبوده ، از علامت [...] استفاده شده است:‏

‏[...] چرا ما نمی توانیم با مفاسد اقتصادی برخورد كنیم چون سران بزرگ مملكت در این رابطه دخیل هستند و در ‏حال حاضر دولت به تنهایی به مبارزه با این مفاسد برخاسته كه فكر می كم نتواند موفق باشد. اگر بخواهم فقط چند ‏پرونده كوچك مفاسد اقتصادی را بگویم آنوقت می بینید كه چه مصیبتی كشور را گرفته كه داد رهبر را هم ‏درآورده و به خاطر بعضی مسایل رهبر باید به صورت سربسته به مردم بگوید كه در كشور چه خبر است. ‏

كسانی كه به عنوان مفسد اقتصادی در كشور در حال فعالیت هستند تحت حمایت شاهرودی رئیس قوه قضاییه قرار ‏دارند. وقتی طی 16 سال گذشته پرونده هایی از مفاسد اقتصادی بررسی شده و مدیران به دادگاه معرفی و دادگاه ‏حكم 5 ریال 10 ریال برای متهمان داده، ببینید چه مصیبتی بر سر كشور آمده است. ‏

پرونده شهرام جزایری هم كه مطرح شد، مانند هزاران پرونده مفاسد اقتصادی دیگر است، ولی چون شهرام ‏جزایری اسامی یكسری مفاسد اقتصادی و افراد وابسته را اعلام كرد مورد ضرب و شتم قرار گرفت چرا كه منافع ‏بسیاری از علما و سران به خطر افتاده بود.‏

در حال حاضر 123 پرونده مفاسد اقتصادی كشور در كمیته تحقیق و تفحص مجلس در دست بررسی است ولی ‏اگر بخواهیم پرونده واقعی مفاسد اقتصادی را بیان كنیم، اصلاً نمی توانیم باور كنیم.‏

‏[مجلس خواست از خود قوه قضاییه تحقیق و تفحص كنند، كه مخالفت كردند و نگذاشتند] به رهبر انقلاب متوسل ‏شدند. مقام معظم رهبری نوشتند كه آقای شاهرودی، همانند دیگر دستگاه‌ها در تحقیق و تفحص عمل گردد. ‏كمیته‌بندی‌ها صورت گرفت و در دستگاه قضایی كمیته‌بندی شد و هر كمیته‌ای در یكی از دستگاه‌ها مستقر شد. ‏برای مسائل اجرایی این تفحص هم، ما مستقر شدیم در سازمان بازرسی كل كشور. ‏

نامه‌نگاری كردیم، اما برخلاف فرمایش مقام معظم رهبری، با وجود نامه‌هایی كه ما زدیم و نامه‌هایی كه [...] مثلا ‏ما گفتیم مسئله فروش سؤال‌های كنكور چه بود؟ پرونده‌اش را بدهید كه چه كسی [در این كار] دست داشت. اینها ‏پرونده‌های اصلی را نمی‌دادند كه ببینیم چه كسی دست داشت، پرونده‌های فرعی را می‌دادند. خلاصه ما هم دست ‏پیدا كردیم به كدهایی [...] به جاهایی كه رسیدیم، مرخصی‌ها شروع شد [...] خلاصه ما فجایعی كه اتفاق افتاده در ‏جمهوری اسلامی را دیدیم. خدا را شاهد می‌گیرم كه شبها خوابم نمی‌برد. گریه‌ام می‌گرفت كه ما این‌همه شهید ‏دادیم، این‌همه مصیبت‌ها مردم كشیدند. حالا بدون توجه به این‌همه فقر و مصیبت‌ها و مشكلاتی كه مردم دارند، ‏كسانی كه مردم پشت سرشان نماز می‌خوانند، رفته‌اند این كارها را كرده‌اند؟ خدا شاهد است خوابم نمی‌برد، هفته‌ها ‏خوابم نمی‌برد، روزها خوابم نمی‌برد.‏

خلاصه دیدم كه یك آقایی آمده و نامه زده كه پسرش معلول جسمی است. گفته می‌خواهم یك مؤسسه توانبخشی بزنم ‏كه پسرم هم برود در آن مؤسسه توانبخشی، دم دست خودم باشد. 100 تا، 200 تا، 300 تا معلول را نگهداری ‏كنیم در آنجا، پسرم هم مسئول آنها باشد. گفتند: باشد، خدا پدرت را بیامرزد. مؤسسه را كه ثبت كرده و كارش را ‏استارت زده، نامه زده به آقای [...] گفته كه من ساپورت نیاز دارم، نمی‌توانم خرج كنم كه، باید نظام به ما كمك ‏كند. چه‌كار كنیم؟ فلان معدن را، معدن سنگ دهبید فارس را بدهید به این آقا. آقا این سنگ مرمر بهترین سنگ ‏مرمر دنیاست، از منابع انفال جمهوری اسلامی است. بدهیم به شما؟ بله، بدهیدش به من. معامله انجام شد و این ‏معدن را به این آقا واگذار كردند. دوباره بعد از یك مدت گفت آقا این معدن كافی نیست، معدن [...] زنجان را هم ‏بدهید به ما. چهار تا را كه ما پیدا كردیم، چهار تا معدن را یك آقایی از علما گرفته، كه مردم هم پشتش نماز ‏می‌خوانند متأسفانه. ‏

‏[یكی از حاضر خواستار اعلام اسم فرد می‌شود] اگر اجازه بدهید، اسم نبرم. شاید بعضی‌ها خدای نكرده ... [تعداد ‏بیشتری خواستار اعلام اسم فرد مورد اشاره می‌شوند] خب بعضی‌ها معتقدند كه اگر اسم بیاورید مردم نسبت به ‏مذهبشان بی‌اعتقاد می‌شوند. من این اعتقاد را ندارم ها... مردم ما مذهبشان پایه و اساسش وصل نیست به علما، ‏ولیكن بعضی‌ها چون این اعتقاد را دارند من مراعات می‌كنم... [اعتراض جمعی. یكی از دانشجویان می‌گوید ‏بگویید تا پشت سرش نماز نخوانیم.] نه دیگر، اگر بنا باشد ما بگوییم و شما نماز نخوانید كه نمی‌شود... [ادامه ‏همهمه] باشد، من چند موردی را اسامی‌اش را می‌گویم. این یكی كه عرض كردم، آقای امامی كاشانی است. استاد ‏اخلاق و چه و چه و از این مسائل.‏

عرض شود خدمتتان كه، یك دانشكده‌ای را رفته‌اند از مقام معظم رهبری اجازه‌اش را گرفته‌اند كه برای خواهران ‏دانشكده علوم قضایی می‌خواهیم بزنیم در قم. چیز خوبی است كه خواهران هم در آن فضا حضور داشته باشند، اگر ‏متهمی از خواهران [بود] از او بازجویی كنند و از این حرفهای اینطوری. خلاصه نظر آقا را گرفتند كه این ‏دانشكده تأسیس شود. آقا استقبال كردند و مجوز صدور دانشكده را دستورش را دادند. مؤسسه این دانشكده بلافاصله ‏بعد از گرفتن مجوز رفتند دنبال ساپورت‌های مالی‌اش. [نوشتند:] جناب آقای نعمت‌زاده، محبت فرمایید در جهت ‏حمایت از تأسیس این دانشكده، كارخانه لاستیك دنا را كارشناسی كنید جهت این دانشكده. آورند كارشناسی رسمی ‏دادگستری را، چون آقایانی كه این مؤسسه را تأسیس كرده بودند در دستكاه قضایی هم بودند، آن كارشناسان رسمی ‏دادگستری هم می‌ترسیدند كه قیمتی تعیین كنند كه به اینها بر بخورد، حتما باید قیمتی می‌گفتد كه خوش به حال اینها ‏بشود. زدند 126 میلیارد. در صورتی كه ما معتقدیم 600 میلیارد هم بالاتر بود. تازه، 126 میلیارد كه ویلاهایش ‏در شمال را نزده‌اند، اصلا در آمار نیاورده‌اند، زمین‌های شیرازش را در آمار نیاورده‌اند، پول نقد موجود در ‏حسابش را هم در آمار نیاورده‌اند، این طوری به 126 میلیارد واگذاری كردند. ‏

آن آقا نامه نوشتند كه آقای نعمت زاده: محبت كنید تخفیف منظور فرمایید. آقای نعمت‌زاده هم نوشتند 50 درصد ‏تخفیف [خنده حضار] از مال بابایش می‌خواست ببخشد. دوباره نوشتند كه محبت كنید تخفیف دیگری منظور ‏بفرمایید. خلاصه پنج بار نامه‌نگاری انجام شده، معدن 126 میلیاردی به 10 میلیارد واگذار شد. بعد از آن دوباره ‏نوشتند كه ما حالا امكان پرداخت این پول را نداریم، ترتیباتی فراهم نمایید تا امكان پرداخت این پول برای ما فراهم ‏شود. نوشتند كه 80 درصدش را اقساط بلندمدت و 20 درصد یعنی 2 میلیاردش را هم نقدی پرداخت كنید. گفتند ما ‏آن 2 میلیارد را هم نداریم نقدی بدهیم، ما بررسی كرده‌ایم كه اموال كارخانه لاستیك دنا به این مقدار می‌رسد، از ‏شما مهلت می‌خواهیم كه اینها را بفروشیم تا بتوانیم این پول را بدهیم. گفتند كه باشد، سفته‌ای ارائه بدهید به مدت 9 ‏ماه و ما این را نقد از شما می‌پذیریم. گفتند آقا پول هم نداریم كه سفته بخریم! نوشت كه آقای محمدتقی بانكی، ‏مدیرعامل سازمان صنایع ملی ایران، 23 میلیون تومان از صندوق سازمان صنایع ملی ایران برداشت كنید و سفته ‏بخرید، بروید آیت‌الله فلانی و فلانی امضا كنند و كارخانه را تحویلشان بدهید. و بعد از چند وقت دیدیم كه كارخانه ‏هم در بورس فروخته شد و واگذار شد كه به آن پشت پرده‌ای‌هایی كه اینها را هدایت می‌كنند. اینها آلوده دست آنها ‏شده‌اند، [کسانی] مثل آقای گنجی. نه، آن گنجی سیاسی را نمی‌گویم، آن آقای گنجی [را می گویم] كه صاحب ‏كارخانه مهرام است و تمام كارخانه‌های سرایه‌گذاری بانك ملت و سرمایه‌گذاری‌های بانك صادرات و چه و چه. ‏واگذار شد به آنها و رفت، چند میلیارد هم زدند به جیب و رفتند. این كه عرض كردم لاستیك دنا، مال آقای یزدی ‏بود - آقای محمد یزدی رئیس قوه قضاییه - در زمان ریاستش و آقای محمدعلی شرعی نماینده خبرگان استان قم.‏

مجددا آقای یزدی برمی‌دارد می نویسد كه جناب آقای فروزش، حمید ما بیكار است! ترتیبی اتخاذ فرمایید كه از ‏جنگل‌های شمال جهت صادرات چوب بهره‌مند گردد. آقای حمید یزدی، پسر آقای یزدی، مدیركل حوزه ریاست قوه ‏قضاییه بود در آن مقطع. و متأسفانه جنگل‌های شمال را [این طوری] به تاراج بردند و رفتند. یعنی طوری شده بود ‏كه در این پرونده من دیدم كه یكسری مردم بیچاره شمال كه حق قانونی‌شان بود، و به اندازه هیزمشان و به اندازه ‏مصرفشان چوب انبار كرده بودند، یا شاید یك خورده بیشتر مصرف كرده بودند یا حتی برده بودند و فروخته بودند ‏یا انبار كرده بودند یا هرچی، [آنها را] گرفته بودند بازداشت و پاسگاه و بگیرد و بنند، كه خانواده شهدا ریخته ‏بودند جلوی زندان. علت آنكه این پرونده هم ثبت شده بود، این بود كه كسی به اینها را گفته بود كه آقای حمید یزدی ‏چطور اینهمه چوب را به تاراج می‌برد و ما كه یكی دو تا یا چند تا هیزم و چوب برداشت كرده‌ایم، شما ما را به ‏عنوان متهم گرفته‌اید؟ بعد از آن بود كه دیدند دارد مشكل می‌شود، آنها را آزاد كردند. اسنادش هست، به موقعش ‏اگر لازم باشد و یك موقع دوستان اطلاعات به ما نگویند كه آقا اسناد محرمانه را چرا به مردم نشان دادی و اینها ‏طبقه‌بندی دارد و چه و چه، اسنادش را هم داریم.‏

آقای یزدی از این دست كارها در كارهای قضایی می‌كند، حالا یك وقتی بر اثر فشار مردم [عقب نشینی هایی ‏صورت می گیرد] چطوری است فشار مردم؟ اینطوری [که بالا گفتیم]...‏

هر كارخانه‌ای ضایعات دارد، ضایعات صنعت خودرو یك چیزی نیست كه بریزند بیرون یا بخواهند بازسازی‌اش ‏كنند. مثلا جك آن شكسته یا درش خط افتاده یا چراغش شكسته یا از این دست چیزها. اینها را قانون می‌گوید ‏‏"ماشین‌های كارشناسی" است و به صورت صفر كیلومتر طبق مزایده به مردم واگذار می‌شود [...] ‏

ایران خودرو می‌آید به دستگاه قضایی اعلام می‌كند كه ما به همه قاضی‌ها ماشین [کارشناسی] می‌دهیم، ماشین ‏پرشیا می‌دهیم و زیر قیمت. خب چجوری؟ این ماشین كارشناسی است، ما هم تشخیص می‌دهیم كه اینها را 8 ‏تومان، 9 تومان بدهیم. دیدیم كه كارخانه ایران خودرو بدون هیچ ضابطه‌ای به قضات قوه قضاییه ماشین پرشیا به ‏نصف قیمت داده، بقیه‌اش را هم به اقساط، خیلی‌ها هم كه ماشین به نامشان شد قسط‌ها را هم نپرداختند. همین بذل و ‏بخشش‌ها باعث شد صدای خیلی‌های دیگر در بیاید، از همین نهادها و بنیادها. مثلا "بنیاد نهج‌البلاغه"، [که گفتند] ‏‏500 دستگاه به‌اش بدهید آقا! دید كه بدش نمی‌آید، گفت 517 تا دیگر هم بدهید. بنیاد نهج البلاغه كی هست؟ علی ‏اكبر ناطق نوری، حسین دین‌پرور، معزی، عسگراولادی، رفیق دوست... یا مثلا می‌آیند می‌دهند به باشگاه ‏پرسپولیس. باشگاه پرسپولیس كیست؟ آقای عابدینی. 2000 دستگاه بهشان بدهید. بنیاد دیگری به نام "همگرایی ‏اندیشه"، كیست این بنیاد؟ آقای فلاحیان، آقای علم الهدی، آقایX‏ و ‏Y، تعاونی وزارت كشور، 2000 دستگاه ‏‏[گرفتند آنها هم] ... [یا] صنایع هوافضای وزارت دفاع، فلان قدر. موشك كروز، فلان قدر. حوصله خواندن ‏همه‌اش را ندارم، یك لیست 30 تایی از اینها هستند كه این ماشین‌ها را زیر قیمت به آنها واگذار كردند. كدام ‏ماشین‌ها؟ ماشین كارشناسی؟ نه، به اسم كارشناسی. شروعش با ماشین كارشناسی وارد شد، بعد ماشین صفر ‏كیلومتر می‌آوردند می‌دادند به آقایان، به اسم كارشناسی. جالب است كه آن 9-8 میلیون را هم پول نقد نمی‌گرفتند ‏ها، از دم قسط. باز جالب است بدانید كه چون اینها هم كار سرشان می‌شد، دو سه قسط را می‌دادند و بقیه‌اش را ‏نمی‌دادند.‏

‏[این طور بود که] مردم صدایشان درآمد، چطوری صدایشان درآمد؟ وقتی كه ماشین‌های كارشناسی خواستند به ‏مردم بدهند. ماشین‌های دیگر را كه به نام كارشناسی داده‌اند و رفته، چطوری به مردم بگویند ما هنوز ماشین ‏كارشناسی داریم[؟] نمی‌توانند بگویند. حالا ماشین كارشناسی و ماشین خراب را به عنوان صفر به مردم ‏می‌فروشند. حتما برای بعضی از شماها هم اتفاق افتاده كه ماشین صفر خریده‌اید، اما هنوز راه نیفتاده‌اید اتفاقی ‏برای ماشین افتاده. نگاه می‌كنید می‌بینید داخلش چیزی شكسته یا بدنه‌اش آسیب دیده یا خط افتاده، ولی به آنها، ‏رئیس دفتر آقای ادبی، رئیس اداره فروش ایران خودرو، در بازرسی كل كشور اعتراف كرده بود كه بله، آقای ‏ادبی ساعت 8 شب به بنده گفته بود كه این پرشیای صفر را ببر بده به آقای ‏X‏ معاون سازمان بازرسی كل كشور. ‏بعد صدایم كرده كه یك برف‌پاك‌كن آن را بشكن، به عنوان ماشین كارشناسی می‌خواهد بدهد دیگر، یك برف‌پاك‌كن ‏نو هم بگذار در ماشینش.‏

ببینید با مردم چطوری بازی می‌كنند. فساد اقتصادی تا كجا، اینقدر جسارت پیدا می‌كنند، با مردم بازی می‌كنند، تا ‏هرجا كه دلشان می‌خواهد. مردم سر و صدایشان درآمد. حدود هزار و سیصد و خورده‌ای از این ماشین‌ها – که ‏آدمهایش آدمهایی بودند كه پیگیر مطالباتشان بودند - می‌روند شكایت می‌كنند كه به بازرسی كل كشور. سازمان ‏بازرسی كل كشور می‌گوید اهه، این همان‌هاست كه ما گند زده‌ایم، حالا چكارش كنیم، پرونده را نه می‌توانیم بازش ‏بكنیم، نه می‌توانیم ببندیمش و بگوییم به ما ربطی ندارد. نمی‌شود، یكی دو تا نیستند كه، حدود هزار وسید چهارصد ‏تا آدم ریخته‌اند آنجا. مجبور می‌شوند كه پرونده را ادامه بدهند. آن كارشناس‌هایی كه وسط كار بودند چیزی بهشان ‏نرسیده بود دیگر، نمی‌دانستند كه قصه چیست. آنها پرونده را ادامه می‌دهند و می‌روند جلو و نهایتا به جایی ‏می‌رسد كه همه مسائل رو می‌شود. تا به جایی می‌رسند كه پرونده ماستمالی می‌شود و می‌رود.‏

من در مقابل شهید باكری ها و شهید همت‌ها و شهید زین‌الدین‌ها و... مجبورم، نمی‌توانم سكوت كنم. [تشویق ‏حضار] آنها رفقای من بودند... به ما می‌‌گفتند راه شهدا را ادامه دهید، امام را هوایش را داشته باشید، نگذارید امام ‏تنها شود. ما چطوری می‌توانیم اینها را ببینیم و ساكت باشیم؟

بخواهم وقت شما را با این موارد بگیرم، زیاد است. مثلا معدن ذغال سنگ طبس، دوازده تا از معادن در استان ‏خراسان توسط آقای واعظ طبسی. پرونده المكاسب مال پسر آقای واعظ طبسی [است].‏

اینها همان‌طور كه جناب آقای احمدی نژاد گفتند در طول 16 سال گذشته، البته نمی‌خواهم بگویم در آن 10 سال ‏اول نبوده، چون شواهد نشان می‌دهد كه آن موقع هم اتفاقاتی افتاده، ولی عمده اتفاقات در 16 سال دولت آقای ‏هاشمی و خاتمی بوده، و آقای احمدی نژاد گفتند اینها در این 16 شانزده سال یك شبكه مافیایی فامیلی ایجاد كرده‌اند ‏و تنیده‌اند در هم، كه پاره كردن این شبكه مفاسد خیلی سخت شده است.‏

از هر زاویه ای بخواهیم به مفاسد اقتصادی بنگریم مصیبت بیشتری را خواهیم دید. اما رئیس جمهور در برخورد ‏با مفاسد اقتصادی با هیچ كس تعارف ندارد. وقتی گزارش‌هایی مبنی بر تخلف برادر ریس جمهور به عنوان ‏بازرس ویژه به رئیس جمهور می رسد، احمدی نژاد فوراً او را بركنار می‌كند كه بعداً مشخص می‌شود این ‏گزارش‌ها بی‌پایه و اساس بوده است، كه این اقدام رئیس‌جمهور می تواند امتیاز بزرگی برای ملت ایران باشد.‏

احمدی نژاد می خواهد دست مفاسد اقتصادی را از امكانات دولتی كوتاه كند. در حال حاضر دولت به تنهایی به ‏مبارزه مفاسد اقتصادی برخاسته و هیچ كس دولت را حمایت نمی كند.‏

در پرونده قاچاق كالا از فرودگاه پیام، قاچاقچی بزرگ فرودگاه پیام هزار و صد پرونده قاچاق كالا دارد، اما هنوز ‏موفق به بازداشتش نمی‌شویم، چرا كه تحت‌الحمایه آقای ناطق نوری است. در مورد سلطان شكر و مافیای شكر هم ‏باید بگویم كه آقای مدلل، داماد یكی از علمای بزرگ بوده است. مدلل با همكاری شخصی به نام محمدرضا یوسفی ‏اقدام به این كار می‌كردند كه پس از رو شدن فعالیتشان حاضر شده بودند 700 میلیارد تومان برای مختومه شدن ‏این پرونده بپردازند.‏

در مورد قاچاق سیگار، اساسا تولید و قاچاق سیگار تولید توتون ایران را فلج كرده و كارگران این كارخانه‌ها را ‏بیكار كرده. ‏

‏[در پاسخ به سؤالی درباره سقوط هواپیمای شهید كاظمی] این پرونده را من بررسی نكرده‌ام، اما طبق آنچه از ‏شواهد پیداست، می‌توان ماجرا را عمدی داشت و دست یكی از سران وقت سپاه در آن دخیل بود. ما دو سقوط ‏هواپیما داشتیم. یكی شهید كاظمی و دیگری شهید دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدی بود، پرونده‌ای هزار ‏صفحه‌ای این را می‌گوید.‏

البته تصادف و كشته شدن كریمی وزیر دادگستری سابق یك حادثه طبیعی بود. كریمی از جمله كسانی بود كه در ‏مبارزه با مفاسد جدی بود اما در بعضی موارد خیلی زیاده‌روی می‌كرد، به طوری كه در قضیه خاك سرخ جزیره ‏هرمز بدون دلیل معدن را متوقف كرد به خاطر اینكه اعلام كردند این معدن وابسته به آیت الله خزعلی است كه ‏مشخص شد چنین چیزی در كار نیست.‏

درباره مفاسد اقتصادی آقای هاشمی رفسنجانی و خانواده‌اش هم، آن قدر مفاسد اقتصادی این خانواده زیاد است كه ‏اصلاً قابل گفتن نیست. اما یكی از مفاسد اقتصادی این خانواده كه میلیاردها دلار [بوده] از محل عدم پرداخت ‏عوارض به دولت [بوده و] پول را بالا كشیدند، واردات خودروی دِوو بود. یك سوم جزیره كیش، پارك جنگلی در ‏شمال [؟] را هم باید از دیگر مفاسد اقتصادی خانواده هاشمی بیان كرد.‏

در حال حاضر اسطبل اسب های دختر هاشمی فقط روزی 100 هزار تومان پول هندوانه‌هایی است كه برای ‏اسب‌ها می ریزند. شركت نفتی این خانواده به همراه عمه خانم یعنی خواهر هاشمی در كانادا هم كه دیگر قابل ‏گفتن نیست.‏

پسر وسطی هاشمی به نام مهدی كه در سازمان مدیریت بهینه سوخت مدیریت می‌كرد، با استخدام زیباترین ‏دختران از آنها چه سوء استفاده‌هایی كه نمی‌كرد و بعداً كه فیلم از اتاق او كشف شد عمق كثیف‌كاری‌های او ‏مشخص شد...‏

توضیحات روزآنلاین دررابطه با این افشاگری:

فردی كه سخنان وی در دانشگاه همدان در حال تبدیل به یك جنجال رسانه‌ای است، خود را "دبیر كمیته تحقیق و ‏تفحص مجلس از قوه قضائیه مستقر در سازمان بازرسی كل كشور" معرفی كرده است. با این حال خبرگزاری ‏فارس گزارش كرده كه "عباس پالیزدار" تنها "مدتی را با هیات تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه همكاری ‏می‌كرده‌" است.‏

اما بررسی‌های بیشتر نشان می‌دهد كه وی در واقع برای مدتی "دبیر اجرایی" كمیته تحقیق و تفحص مجلس هفتم ‏از قوه قضاییه بوده و مسئولیت اصلی او نیز ریاست "دفتر مطالعات زیربنایی" در "مركز پژوهش‌های مجلس" ‏است. وی طراح اصلی طرح اعمال مجازات اخلال‌گران اقتصادی و نیز قانون تصویب شده علیه شركت‌های ‏هرمی بوده است و پیش از آنكه مدیر امور زیربنایی مركز پژوهش‌های مجلس شود، مشاور كمیسیون اقتصادی ‏مجلس و قبل از آن هم سخنگو و دبیر هیات امنای خانه صنعت‌كاران ایران بوده و از چند سال پیش در تلاش بوده ‏تا فتوای مراجع تقلید را برای تحریم جریمه دیركرد تسهیلات بانكی و سودهای مضاعف دریافت كند.‏

عباس پالیزدار در انتخابات دوره سوم شوراهای شهر و روستا از حوزه انتخابیه تهران نامزد شده بود و در لیست ‏‏"ستادهای مردمی حامیان احمدی نژاد" نیز قرار گرفت، اما نتوانست به شورای شهر تهران راه یابد.‏

تعطیلی تشكل محافظه‌كار و تكرار اتهامات

افشاگری دبیر هیات تحقیق و تفحص مجلس علیه روحانیان سرشناسی همچون محمد امامی كاشانی (عضو شورای ‏نگهبان و امام‌جمعه تهران)، محمد یزدی (عضو شورای نگهبان و مجلس خبرگان، دبیر جامعه مدرسین حوزه ‏علمیه قم و رئیس سابق قوه قضاییه)، ابوالقاسم خزعلی (عضو جامعه مدرسین و عضو سابق فقهای شورای ‏نگهبان)، علی‌اكبر ناطق نوری (رییس بازرسی ویژه دفتر آیت الله خامنه ای و عضو مجمع تشخیص مصلحت ‏نظام)، معزی (معاون رئیس دفتر رهبری)، محسن رفیق‌دوست (رئیس سابق بنیاد مستضعفان)، حبیب‌الله ‏عسگراولادی (دبیركل سابق مؤتلفه)، ... باعث شد كه "جامعه اسلامی دانشجویان" دانشگاه همدان كه برگزاركننده ‏این جلسه بود، با گزارش حراست دانشگاه و شكایت وزارت علوم تعطیل شود و فعالیت آن به حال تعلیق در بیاید.‏

حكم تعلیق جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان روز هشتم خرداد ماه به خبرگزاری‌ها اعلام ‏شد، اما درست در همین روز "شبكه خبر دانشجو" وابسته به "سازمان بسیج دانشجویی" اقدام به انتشار گزارشی ‏از سخنان جدید عباس پالیزدار كرد كه این بار در جلسه با عنوان "مافیای اقتصادی، توهم یا واقعیت" و به دعوت ‏جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز مطرح شده بود.‏

پالیزدار این بار در سخنان خود دستگاه قضایی را "محور مفاسد اقتصادی كشور" توصیف كرد و این قوه و به ‏خصوص سازمان بازرسی كل كشور را به عدم همكاری با تحقیق و تفحص مجلس متهم كرد. وی گفت: "سازمان ‏بازرسی كل كشور تلاش داشت كه هیات تحقیق و تفحص از قوه قضائیه به پرونده های فعلی دسترسی پیدا نكند و ‏به همین دلیل مسئولان پرونده ها را به مرخصی اجباری می فرستاد، اما پس از گذشت یك سال اطلاعات به دست ‏ما رسید... این اطلاعات شامل پرونده های فروش سئوالات كنكور، فروش كارخانجات دولتی به بخش خصوصی، ‏كارخانه ایران خودرو، شركت های خادمی، ذوب آهن اصفهان و پرونده های زمین خواری در وزارت جهاد ‏سازندگی و همچنین احداث پاركینگ طبقاتی در فرودگاه مهرآباد بود."‏

در همین زمینه:

هدف افشاگری عباس پالیزار چه می تواند باشد؟

عباس پالیزدار به چه کسی خدمت می کند

افشاگری عباس پالیزار در دانشگاه بوعلی همدان

افشاگری مستقیم در مورد مفاسد اقتصادی روحانیان سرشناس ایران(با اشاره مستقیم به نام و لینک فیلم سخنرانی)

 این افشاگری ها بوی خون می دهند (حسین باستانی

جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي همدان بدلیل افشاگری در مورد مفاسد اقتصادی تعليق شد

شباهت عجیب دو عکس:‌ سعید امامی و عباس پالیزار   (فوق العاده جالب توجه)

نظر یک مقام آگاه وزارت اطلاعات ایران در مورد سخنان دکتر عباس پالیزدار دبیر و سخنگوی سابق خانه صنعتکاران

 عبور طیف احمدی نژاد از خط قرمزها؟ (‍در رابطه با افشاگری های اخیر پالیزدار

افشاگری تند و برهنه به چه دلیل و بر اساس کدام ضرورت(محمد آقا زاده)

 نیمه خالی لیوان افشاگری پالیزارچه وقت پر می شود-وبلاگ من و شما-سپیده دبیری

ما سمک عیار نمی خواهیم... ما صدای آزاد می خواهیم  

واکنش‌ها به سخنرانی پالیزار درباره فساد اقتصادی

 ادعاي بركناري مقطعي برادر رئيس جمهور

بعد از سگ‌هاي رييس جمهور فعلي، حالا نويت اسب‌هاي رييس‌جمهور قبلي است!

 آب در لانه مورچه ها

این تبر دست به دست می‌چرخد و از هر طرف که کشته شود،به سود ایران است(درباره‌ی افشاگری پالیزدار- ساسان آقایی )

توضيح مرکز پژوهش‏های مجلس درباره همکاری آقای عباس پاليزدار با اين مرکز

جبهه گیری جناحی بر سر سخنرانی جنجالی (گزارش BBC)  

پالیزدار، کارمند احمد توکلی بود (رجانیوز)

مقاله عبدالله شهبازی پیرامن افشاگری های اخیر دکتر عباس پالیزار

متن سخنرانی پالیزدار   متن سخنرانی پالیزار   متن سخنرانی پالیزان   متن سخنرانی عباس پالیزدار   متن سخنرانی عباس پالیزار  متن سخنرانی عباس پالیزان  متن کامل سخنرانی پالیزدار   متن کامل سخنرانی پالیزار    متن کامل سخنرانی پالیزان   متن کامل سخنرانی عباس پالیزدار   متن کامل سخنرانی عباس پالیزار   متن کامل سخنرانی عباس پالیزان      متن افشاگری عباس پالیزدار    متن افشاگری عباس پالیزار    متن افشاگری عباس پالیزان    متن کامل اظهارات پالیزدار   متن کامل اظهارات پالیزار   متن کامل اظهارات پالیزان    متن افشاگری پالیزدار  متن افشاگری پالیزار    متن افشاگری پالیزان   متن سخنرانی افشاگرانه پالیزدار       متن اظهارات افشاگرانه پالیزدار    متن اظهارات افشاگرانه پالیزار   متن اظهارات افشاگرانه پالیزان    متن اظهارات افشاگرانه عباس پالیزدار   متن اظهارات افشاگرانه عباس پالیزار   متن اظهارات افشاگرانه عباس پالیزان    متن کامل اظهارات افشاگرانه عباس پالیزدار   متن کامل اظهارات افشاگرانه عباس پالیزار   متن کامل اظهارات افشاگرانه عباس پالیزان   متن سخنراني پاليزدار    متن سخنراني پاليزار   متن سخنراني پاليزان  متن سخنراني عباس پاليزدار   متن سخنراني عباس پاليزار    متن سخنراني عباس پاليزان   متن کامل سخنراني پاليزدار  متن کامل سخنراني پاليزار   متن کامل سخنراني پاليزان    متن کامل سخنراني عباس پاليزدار    متن کامل سخنراني عباس پاليزار   متن کامل سخنراني عباس پاليزان   متن افشاگري عباس پاليزدار    متن افشاگري عباس پاليزار    متن افشاگري عباس پاليزان    متن کامل اظهارات پاليزدار   متن کامل اظهارات پاليزار   متن کامل اظهارات پاليزان   متن افشاگري پاليزدار   متن افشاگري پاليزار       متن افشاگري پاليزان     متن سخنراني افشاگرانه پاليزدار   متن اظهارات افشاگرانه پاليزدار     متن اظهارات افشاگرانه پاليزار       متن اظهارات افشاگرانه پاليزان           متن اظهارات افشاگرانه عباس پاليزدار        متن اظهارات افشاگرانه عباس پاليزار   متن اظهارات افشاگرانه عباس پاليزان    متن کامل اظهارات افشاگرانه عباس پاليزدار   متن کامل اظهارات افشاگرانه عباس پاليزار

متن کامل اظهارات افشاگرانه عباس پاليزان    متن افشاگري پاليزدار     متن افشاگري پاليزار     متن افشاگري پاليزان      متن کامل افشاگري پاليزدار      متن کامل افشاگري پاليزار  متن کامل افشاگري پاليزان    متن کامل افشاگري عباس پاليزدار    متن کامل افشاگري عباس پاليزار   متن کامل افشاگري عباس پاليزان    متن سخنراني پاليزان   متن سخنراني پاليزار   متن کامل افشاگري عباس پاليزدار

 

 

+ نوشته شده توسط پوینده مختاری در Fri 13 Jun 2008 و ساعت 7:51 PM |
نماينده زنجان با اشاره به اين كه طرح حذف كنكور به جاي حذف، استرس كنكور را در سال‌هاي مختلف تحصيلي تقسيم كرده است، گفت: من اين طرح را يك فاجعه مي‌دانم.
رفعت بيات نماينده مردم زنجان در مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگو با خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس درباره طرح حذف كنكور گفت: متاسفانه وزير علوم در يك بحث بسيار مهم ملي كه نسل‌ها تاثيرات مثبت يا منفي آن باقي خواهد ماند هنوز براي پاسخگويي به سوالات نمايندگان به مجلس نيامده است.
بيات با بيان اينكه به نظر مي‌رسد وزارت علوم در اين مورد با كميسيون آموزش مجلس به يك توافقاتي رسيده است، افزود: نشانه اين ادعا اين است كه معاون پارلماني وزارت علوم هيچ تحركي در اين مورد ندارد. قبلاً شنيده بودم كه در اين طرح يك كميته‌اي براي احراز شرايط ورود به دانشگاه تشكيل مي‌شود كه قرار بوده رئيس اين كميته با آموزش و پرورش باشد كه وزارت علوم به اين دليل با طرح مخالف بود ولي از وقتي كه قرار شده است رياست اين كميته را به كميسيون آموزش و تحقيقات بدهند مسئولان وزارتخانه با آن موافق شده‌اند.
وي با اشاره به اينكه مسئولان وزارت علوم تا چند هفته قبل با نظر ما مبني بر اينكه اجراي اين طرح باعث صدمه زدن به بدنه علمي و دانايي‌محوري و توليد دانش كشور مي‌شود،‌ موافق بودند، اظهار داشت: ما از آنجا كه برگزاري كنكور در كشور ما صرفا مسابقه ذهنيات است بايد در عوض برداشتن آن روشي براي سنجش علمي ايجاد كنيم ولي اين طرح آمده است همان كنكور و مسابقه ذهني و معدل ونمره در تراز را در دوران دبيرستان تقسيم كرده كه باعث آن مي‌شود كه استرس كنكور از سال اول دبيرستان همراه دانش‌آموزان باشد.
عضو كميسيون بهداشت مجلس تصريح كرد: در اين طرح علاوه بر نمره دانش‌آموزان سوابق مهارتي، پرورشي و ورزشي دانش‌آموزان نيز براي ورود به دانشگاه ملاك ارزيابي قرار گرفته كه علاوه بر نگاه سليقه‌اي ناگزير به اين مقولات اين قضيه باعث تبعيض بين خانواده‌هاي ثروتمند و بي‌بضاعت نيز مي‌شود.
بيات بيان داشت: با اين طرح كساني كه در مدارس خوب درس خوانده‌اند و به دليل برخورداري از وضع مالي خوب توانسته‌اند سوابق پرورشي و ورزشي مثبتي داشته باشند مي‌توانند به دانشگاه بروند و فرزندان خانواده‌هاي بي‌بضاعت از تحصيل در دانشگاه محروم مي‌شوند. نتيجه اين طرح اصلاح اين تصور كه كسي كه معدل ندارد لزوما استعداد هم ندارد در حالي‌كه ما بايد اين تصور را اصلاح مي‌كرديم. كار زيادي روي اين طرح شده است اما اين كار كارشناسانه نبوده است و انرژي صرف شده بيهوده بوده است.
وي تاكيد كرد: من اين طرح را يك فاجعه مي‌دانم و باعث گسترش بي‌عدالتي مي‌شود در حالي‌كه بند «د» ماده 49 برنامه توسعه تاكيد كرده است كه وزارت علوم برنامه‌ريزي آموزشي را دنبال كند كه با تاكيد بر علوم انساني دانشگاه‌ها رشد كنند و دانشجو بپذيرند. مهم اين است كه ما از سال اول دوره راهنمايي بتوانند هدايت تحصيلي دانش‌آموزان را بر اساس استعداد شغلي دانش‌آموزان انجام دهيم كه اين يك ساز و كار آموزشي ملي مي‌خواهد كه متاسفانه در اين طرح وجود ندارد.
اين نماينده مجلس ادامه داد: اگر مثلاً تعداد زيادي از دانش‌آموزاني كه همه معدل خوب و در يك تراز دارند بخواهند در دانشگاه صنعتي شريف يا دانشگاه تهران درس بخوانند آيا امكان آن هست؟ بالتبع اين دانشگاه‌ها بايد دوباره آزمون ورودي برگزار كنند چرا كه طبيعتا امكان جذب همه اين دانشجويان را ندارند و لذا بحث كنكور و رفع استرس آن محقق نمي‌شود و اين يك نوع فريب پنهان كارشناسي در اين طرح وجود دارد كه به جاي حذف كنكور آن را در سال‌هاي تحصيلي تقسيم كرد.
+ نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 19:53  توسط گروهی از معلمین  |  یک نظر

به گزارش خبرنگار "ايلنا"، صبح چهارشنبه در اعتراض به برآورده نشدن مطالبات دانشجويان دانشكده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي و ممنوع‌‏الورود شدن پنج دانشجوي دانشكده، تجمع آرامي در حياط اين دانشكده برگزار شد و دانشجويان با نوشتن نامه‌‏اي به سيد بدرالدين شريعتي، رييس دانشگاه علامه طباطبايي خواستار برخورد قاطع با فتحي، رييس حراست اين دانشكده شدند.
در نامه اين دانشجويان آمده است: در روز سه‌‏شنبه، اول خرداد سال 86 وقايعي در دانشكده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي اتفاق افتاده است كه به تمام معنا توهين به مقام دانشجو و دانشگاه بود. روز گذشته مسوول حراست دانشكده به همراه نيروهاي انتظامات دانشكده و تعدادي نيرو كه از خارج از دانشكده وارد شده بودند، در هنگام راي‌‏گيري انتخابات انجمن اسلامي به سمت دانشجويان حمله كرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
اين دانشجويان در نامه خود مدعي شده‌‏اند: «فتحي (رييس حراست دانشكده) بارها با اعلام اين موضوع كه «هر كس كشته شد مسووليتش با من است» ماموران انتظامات را به حمله به دفتر انجمن و دانشجويان تشويق مي‌‏كردند. ايشان در حركتي بسيار وقيحانه با ورود به سرويس بهداشتي دختران و باز كردن درب‌‏هاي سرويس‌‏ها به ادعاي خود به دنبال صندوق آراي انتخابات انجمن اسلامي پرداختند. همچنين در پاسخ به اعتراضات دانشجويان مقابل درب اتاق حراست، آقاي فتحي با كوبيدن آرنج خود به صورت دختر دانشجو باعث زخمي شدن شديد وي شد. تا قبل از اين اتفاق دانشجويان هيچ‌‏گونه برخورد با اين فرد نداشتند ولي پس از ضرب و شتم و توهين ناموسي به يك دختر دانشجو، آنها به تجمع در مقابل اتاق اين فرد پرداختند و خواهان خروج وي از دانشكده شدند. در نهايت دانشجويان با قول نماينده وزير علوم، معاون حراست دانشگاه، رياست دانشكده و نماينده دفتر مقام معظم رهبري مبني بر خروج اين فرد از محيط دانشگاهي و حفظ امنيت دانشجويان، به اعتراض خود پايان دادند.»
در ادامه اين نامه خطاب به شريعتي آمده است: اسناد تك تك موارد ذكرشده به صورت عيني نزد دانشجويان موجود است و افراد زيادي نيز حاضر به شهادت هستند لذا خواهشمنديم جهت حفظ حرمت دانشجويان به‌‏خصوص بانوان محترم و طهارت فضاي دانشگاه از وجود افرادي كه هيچ حرمتي براي شان دانشگاه و دانشجو قائل نيستند، هر چه سريع‌‏تر براي اخراج آقاي فتحي از دانشگاه اقدام كنيد. لازم به توضيح است كه دانشجويان خواهان برخورد قاطع با اين فرد و اجراي حد شرعي هتك حرمت و فحاشي و پرداخت غرامت ديه آسيب‌‏ديدگان و بالاخص اعاده حيثيت از دختران دانشجو هستند. از جناب عالي كه از نوادگان مردمي هستيد كه كشيدن خلخال از پاي زن يهودي را در حكومتش تاب نياورد، توقع مي‌‏رود كه هر چه سريع‌‏تر برخورد قاطعانه با اين‌‏گونه حركات انجام داده و خاطيان به مجازات اعمالشان برسند.

 
+ نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 19:51  توسط گروهی از معلمین  |  نظر بدهید
+ نوشته شده توسط پوینده مختاری در Sun 27 May 2007 و ساعت 10:26 AM |

همیاری !

از نمایندگان شهرستانهای خود بخواهید تا با انجام رسالت خود  به منظور صيانت از حقوق ملت و تامين مصالح آنها با ملاحظه امانت و تقوي در انجام وظايف وكالتشان  طرح سوال از رئیس جمهور را در اسرع وقت امضا نمایند.با کلیک بر روی لینک زیر نقشه ایران ظاهر می شود

http://member.majlis.ir/

 بر روی استان مورد نظر کلیک کنید مشخصات نمایندگان استان با ایمیل اختصاصی شان نشان داده می شود .کافی است به نشانی ایمیل آنها تقاضای خود را مبنی بر امضاء طرح سوال در صحن مجلس از رئیس جمهور را مطرح کنید.

به نقل از فرهنگستان


ما ضمن تشکر از نمایندگان امضا کننده طرح سوال از ریاست جمهوری 

 از نمایندگان شهرستانهای خود می خواهیم تا با انجام رسالت خود  به منظور صيانت از حقوق ملت و تامين مصالح آنها با ملاحظه امانت و تقوي در انجام وظايف وكالتشان  طرح سوال از رئیس جمهور را در اسرع وقت امضا نمایند.

 

از تمام فعالین صنفی معلمان تقاضا مي شود

تا به تقاضای نماینده محترم تبریز در مجلس جناب آقای اکبر اعلمی لبیک گفته بسان سربازان اطلاع رسانی مردم شهرستانهای خود را آگاه نمایند تا با درخواست از نمایندگان خود آنها را به پرسش از رئیس جمهوری در صحن مجلس ترغیب نمایند .
توجه داشته باشید که شعارهای انتخاباتی جناب آقای احمدی نژاد برای یاد آوری دیدگاه های ایشان و مقایسه آنها با عملکرد ایشان در اینجا آورده شده . همچنین یاد آور می گردد که ایشان در طول مدت ریاست جمهوری خودشان هرگز به مجلس گزارش کتبی از عملکرد خود نداده اند و وزرای خویش را به عدم پاسخگویی به مجلس ترغیب می نمایند . چنانکه وزیر کشور چندین بار به دعوت مجلس برای پاسخگویی به پرسش های نمایندگان در خصوص درگیری ها و ضرب و شتم مردم و تیر اندازی به سوی شهروندان و ...با بی اعتنایی در مجلس حضور نیافتند.
لذا این بلاگ وظیفه خود می داند تا با اطلاع رسانی به همه آحاد ملت تابوی پاسخگویی رئیس جمهور به مجلس را شکسته تا نمایندگان مردم  ایشان را به تعبیر خودشان مورد انتقاد شجاعانه در صحن مجلس قرار دهند .
به نقل از وبلاگ سپاس معلم
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 10:33  توسط گروهی از معلمین  |  3 نظر


مديركل دفتر هماهنگي هيأت‌هاي رسيدگي به تخلفات اداري وزارت آموزش و پرورش گفت: حدود 226 پرونده در كل كشور در ارتباط با تجمعات اخير معلمان تشكيل شده‏‏ است.
به گزارش خبرنگار «آموزش و پرورش» ايسنا فتاح ختار، در حاشيه نشست منطقه‌اي هيأت‌هاي بدوي رسيدگي به تخلفات اداري كاركنان آموزش و پرورش در مشهد در جمع خبرنگاران افزود: با همكاري رؤساي سازمان‌هاي آموزش و پرورش استانها، همچنين تعداد بسيار محدودي كه شايد كمتر از40 نفر در سطح كشور باشند، به استناد ماده 13 قانون رسيدگي به تخلفات اداري، درارتباط با تجمعات اخير برخورد مديريتي صورت گرفت.
وي تصريح كرد: اين افراد به مدت 3 ماه، «آماده به خدمت» شدند كه در مدت اين سه ماه به پرونده‌هاي آنان رسيدگي مي‌شود.
مديركل دفتر هماهنگي هيأت‌هاي رسيدگي به تخلفات اداري وزارت آموزش‌وپرورش درخصوص چگونگي رأي صادره براي دارندگان پرونده‌هاي تخلفات گفت: بايد متناسب با تخلف و پرونده‌اي كه براي اين افراد تشكيل شده، اتهامات موجود و گزارشات رسيده از مدارس، مناطق، سازمان‌ها و استان‌ها، رأيي متناسب با تخلف صادر شود.

ختار درخصوص حداقل و حداكثر مجازات درنظر گرفته شده، براي اين افراد توضيح داد: به استناد ماده 9 قانون تخلفات اداري براي فرد متخلف درمجموعه نظام اداري دولت مي‌توان مجازات‌هايي از سبك‌ترين آن بدون درج در پرونده تا انفصال كامل از خدمات دولتي صادر كرد.
به گزارش ايسنا وي گفت: دايره مجازات اين افراد طيف وسيعي را شامل مي‌شود و علت عدم درج در پرونده نيز به اين خاطر است كه در روند ارتقاي شغلي فرد تأثير منفي نداشته باشد، البته به شرط اين كه حكم انفصال از خدمات دولتي براي وي صادر نشود.
به گفته وي، بايد فرايند كاري موجود در رسيدگي به اين پرونده‌ها طي شود و تاکنون تقريبا مقدمات اوليه رسيدگي‌ها انجام شده، اما هنوز رأي قطعي صادر نشده است.
وي افزود: با توجه به اين كه رسيدگي به پرونده، مراحل خاص ابلاغ اتهام، تشكيل پرونده و دفاع متهم را دارد، صدور راي قطعي به طول مي‌انجامد.
ختار، درباره تأخير به وجود آمده در پيگيري پرونده‌هاي مذكور اظهار كرد: هفته بزرگداشت مقام معلم پيش رو بود و صحيح نبود با متخلفان در اين هفته برخورد شود و خاطره تلخي در اذهان آنها باقي بماند؛ لذا پيگيري‌ها با كمي تاخير مواجه شد.
وي گفت: بايد مسببان اصلي اين قضايا را شناسايي و با افرادي كه مخل نظم اجتماعي هستند، قاطعانه برخورد كرد؛ بنابراين برخورد با متهمان بر اساس ماده 12 و 13 قانون تخلفات اداري صورت گرفته و رسيدگي به اين تخلفات، از اختيارات وزير آموزش و پرورش و معاونان وي است.
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

۲-همکارانی که مورد رافت اسلامی قرار گرفته اند!

مختار دوستی نیا ، عبدالصاحب ناصری، مهدی مومنی ، علی رحیمی اعضای مجمع صنفی معلمان ایلام برای مدت سه ماه حکم انفصال از خدمت دریافت نموده اند،این حکم که به امضا ء مدیر کل سازمان آموزش و پرورش استان ایلام رسیده است از تاریخ ۱/خرداد /۸۶ قابل اجرا می باشد.

آقای حقیقی رئیس اداره ی آموزش وپرورش ایلام گفته: امیدوار است این حکم به اجرا درنیاید. زیرا این افراد نیروهای من هستند و من ازکار این معلمان درباره ی انجام وظایف شان خشنود هستم.

لازم به یادآوری است،ظرف چند روز آینده برای چهار نفر دیگر از اعضای مجمع صنفی معلمان ایلام آقایان : موسی امیدی ، حشمت میرزایی ، مراد جلیلیان و رحمان نبوی نژاد حکم انفصال از خدمت صادر شده وبه دست آنان خواهد رسید.

در پی اعتراضات معلمان ایران برای احقاق حقوق خود تاکنون به دهها نفرازمعلمان تهران ،همدان وبه تازگی ایلام به دستور وزیر ومعاون ایشان آقای محدث خراسانی حکم انفصال از خدمت داده شده است.

 بنا بر گزارشات رسيده آقاي حامد واعظ تقوي سخنگوي انجمن مستقل فرهنگيان از روز شنبه 20/1/85 بعد از ظهر ناپديد شده و علي رغم مراجعات خانواده وي به ستاد خبري وزارت اطلاعات و زندان اوين متاسفانه خبري از وي بدست نيامده است. به احتمال زياد وي به بند 209 زندان اوين منتقل شده است.

آقاي واعظ تقوي يکي از شرکت کنندگان در اعتراض معلمان در مقابل مجلس شوراي اسلامي بوده است.

وي در بيانيه اي در 18/1/85 از معلمان سرکوب شده درخواست کرده بود که در مقابل آموزش و پرورش به اعتراضات خود ادامه دهند.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

۳-خاطرات زندان

میراکبر رئیس زاده   و منصور میرزایی

دوتن ازمعلمان زندانی  که در18/اردیبهشت /86 درمیدان بهارستان به خاطر اعتراض به وضعیت نابسامان آموزش و پرورش که یکی از علل این نابسامانی وضعیت معیشتی معلمان ایرن می باشد ،دستگیرشده بودند. روزیکشنبه ۳۰/اردیبهشت/۸۶ساعت 2صبح پس از۱۳روز زندان،از زندان اوین آزاد شدند.

کانون صنفی معلمان ایران و شورای هماهنگی کانون های سراسر کشور این آزادی را به ایشان  وخانواده ی محترم و همکاران آنان شادباش می گویند

 

در این باره گفتگویی داشتیم باآقای میراکبررئیس زاده عضو هیات مدیره ی کانون معلمان تهران که توجه خوانندگان گرامی را به این گفتگو جلب می کنیم.

 

آقای رئیس زاده چگونه شد که شما دستگیر شدید؟

ساعت نزدیک 13 بود که بنده درمیدان بهارستان حاضر شدم،تعداد زیادی از همکاران هم بودند.من نشانی سایت رابین همکاران توزیع می کردم ،که چندنفرازافسران نیروی انتظامی به سمت من حمله ورشدند،ومرادستیگرکردند.من و دیگر دستگیر شدگان رانخست به آگاهی شاهپوربردند.چند ساعتی آنجا بودیم . سپس ماراراهی پلیس امنیت بردند .یک شب در شرایط بدی آنجا از ما نگهداری کردند.

 

اتهام شما چه بود؟

اتهامی که به همه ی معلم ها می زنند! مانند: شرکت در تجمعات غیر قانونی،تحریک معلمان به تجمع و اتهاماتی از این دست.

 

پاسخ آنها به مشکلات معیشتی شما چه بود؟

قاضی می گفت : می خواستید معلم نشوید بروید دنبال شغل دیگر.

 

وسپس؟

پس ازبازجویی مارابردندبه بند 7 عمومی زندان اوین که در آنجا معتاد، قاچاقچی، دزد، تصادفی، حتی سران اختلاس "جهیزیه ی سبز" نیز بودند.آنجا از طرف زندان بان هابا کمال بی احترامی با ما برخورد می شد.

 

از وضعیت داخل این بند خشنود هستید؟

اصلا، مسئولین زندان نه تنهابه مادارونمی دادند،بلکه داروهایی راکه ازطرف خانواده در روز ملاقات برای ما آورده بودند نیز به دست مانرساندند.

ماسراغ درمانگاه راازمسئولین زندان گرفتیم آنهاگفتند: اینجا زندان است؛خانه ی خاله که نیست.

 

درباره ی آینده ی کانون صنفی معلمان چه برنامه هایی را پیش بینی می کنید؟

 از دید بنده کانون باید بازسازی شود ،تا اندازه ای منفعل شده است،بایستی کانون در اسرع وقت منسجم تر بشود،باید تجدیدقواکند،باید کانون ها تشکیلاتی ترعمل کنند.

 

اگرصحبت خاصی دارید بفرمایید؟

من از سرکار خانم جعفری همکار محترمی که وثیقه ی مرا تقبل کردند،بسیار سپاسگزارم و از همه ی کسانی که اسباب آزادی مرا فراهم نمودند تشکر می کنم.

 

   باآقای میرزایی دیگرمعلم زندانی تماس تلفنی برقرارکردیم ،که ایشان بخاطرحضورجمع کثیری ازهمکاران یزدی درمنزلشان نتوانستند، باماگفتگوکنند .ایشان خواستندمراتب تشکرشان رابه اطلاع آقای شکری معلم منطقه ی 16 که وثیقه ی ایشان راتقبل کرده اند،برسانیم.     

منبع:وبلاگ کانون صنفی معلمان

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 10:28  توسط گروهی از معلمین  |  یک نظر


وزير آموزش و پرورش گفت: معلمان فوق‌ليسانس و دكترا از اين پس مي‌توانند هم از طرح ارتقاي شغلي و هم از حق هم‌طرازي هيئت علمي استفاده كنند.
به گزارش آموزش نیوز محمود فرشيدي افزود: بر اساس ماده 5 مصوبه هيئت دولت در سال 83، معلمان مي‌توانستند يا از طرح ارتقاي شغلي و يا از هم‌طرازي هيئت علمي استفاده كنند.
وي اضافه كرد: به پيشنهاد وزارت آموزش و پرورش، در جلسه روز يك‌شنبه گذشته هيئت دولت، بند 5 مصوبه فوق‌الذكر حذف شد.
فرشيدي اظهار داشت: از اين تاريخ، معلمان و دبيران داراي مدرك فوق‌ليسانس و دكتري مي‌توانند هم از مزاياي طرح ارتقاي شغلي و هم از مزاياي هم‌طرازي هيئت علمي استفاده كنند.

منبع :آموزش نیوز

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 0:44  توسط گروهی از معلمین  |  یک نظر

به نام خدا شروع نمی کنم چرا که همانند سوره ی توبه(بلا تشبیه) ناراحت و نگرانم. نگرانی ام به خاطر دین خداست که به دست نااهلانی سپرده شده که داعیه ی دینداری و جانبداری از دین دارند و به نام دین چه خیانت ها که به آن روا نمی دارند! و به قول دکتر علی شریعتی آن را ذبح شرعی می کنند.

امروز بعد از مدت ها؛ از فرسنگ ها راه دور همراه خانواده به قصد قربت به حرم مطهر امام رضا(ع) رفتیم. دختری13ساله دارم که دانش آموز سال اول راهنمایی است. خیلی مقید به خواندن نماز صبح نیست به تعبیری کاهل الصلاة است(از این جهت به پدرش شبیه است!) اما دختری محجوب، دیندار و علاقه مند به امورات شرعی است(از این جهت به مادرش رفته است!) سرتان را درد نیاورم؛ دختری با این ویژگی ها که برشمردم همانند بزرگ ترها به عشق دیدار یار؛ نماز صبح را ادا کرده و با یک دیگر به طرف مشهد مقدس راه افتادیم اواسط راه یادش افتاد که چادرش را فراموش کرده و ناراحت شد اما چون راه برگشت بسیار طولانی بود؛ دلداریش دادم که اشکالی ندارد تو که حجاب اسلامی داری! مانتو بلند و ضخیم پوشیده ای و مقنعه ای مناسب پوشیده ای! ان شاءالله مشکلی پیش نمی آید.

متأسفانه پیش بینی ام درست از آب درنیامد و در قسمت بازرسی بانوان، مانع ورود دخترم شدند. با مسؤولینی که آن جا بودند صحبت کردم ولی فایده نداشت، اجازه نمی دادند وارد شویم. اشک در چشمان دختر نوجوانم حلقه زده بود ...

در کنار قسمت بازرسی، محلی بود که در آن جا به غیرمسلمان ها چادر می دادند تا برای ورود به حرم منعی نداشته باشند، خانمم با مسؤول آن جا، مشکل را مطرح کرد ولی ایشان فقط اجازه دادند دخترم عبور کنند. هنوز چند قدمی پیش نرفته بودیم که یکی از خادمان حرم جلو ما را گرفت و پرسید چرا ایشان چادر ندارد؟ عرض کردم چادر یادمان رفته، با مسؤول مربوطه صحبت کرده ایم و ایشان اجازه داده اند. گفت: جواب حرفتان نیست غلط کرده است. دختر شما حق ورود به حرم را ندارد و تازه اگر من اجازه بدهم باز چند قدم جلوتر خادم دیگری مانع ورودتان می شود. عصبانی شدم. گفتم خانه از پای بست ویران است. تقضیر آن ... بزرگتان است و در حالی که بسیار ناراحت بودم به مسؤول اولیه مراجعه کرده و گفتم خانم محترم! من یک زرتشتی ام و می خواهم داخل حرم شوم آیا برای دخترم یک چادر دارید؟! با نگرانی پرسید پاسداری؟ گفتم پاسدار اسلامم نه پاسدار انقلاب!

 با سروصدای من و جمع شدن زوّار همان مسؤولی که گفت چادر نداریم چادری آورد و گفت: بیایید، بگیرید. کارد اگر می زدید خونم بیرون نمی آمد. جاهلان متنسّک(1) چگونه در من، دخترم و لابد هزاران نفر دیگر همچون من؛ حسّی ناراحت کننده به وجود آورده بودند که دخترم اشک ریزان و من عصبانی دیگر تمایلی به زیارت نداشتم.

مسخره نیست؟! با خود امی اندیشم لابد از این به بعد باید بگوییم «ءَ اَدخُلُ یا رَسُولَ اللهِ ءَ اَدخُلُ یا حُجَةَ اللهِ ءَ اَدخُلُ یا مَلائِکَةَ اللهِ» ءَ اَدخُلُ یا واعظ طبسی ءَ اَدخُلُ یا... الخ.

جالبه؛ برخی علمای اسلام اصل حجاب را ضروری دین نمی دانند ولی این متشرعین؛ کاسه داغ تر از آش شده اند و برای یک امر مستحبی(زیارت معصوم) آن را واجب می دانند!

دلم شکست؛ از نیمه راه برگشتم. من به شخصه خیلی اعتقاد به زیارتی که حق دیگران را پایمال کنی، دلی را بشکنی، و هزاران مثال از این دست ندارم. گاهی از فرسنگ ها راه دور به آقا (منظورم امام رضا«ع») سلام می دهم و در عالم معنی جواب می گیرم اما شما که برای غیر مسلمانان دفتر دستکی درست کرده اید که بیایند و چادر بگیرند چرا برای مسلمانان این تدبیر را به کار نمی بندید؟ ضمن این که نقد اولیه ی من مبنی بر ضروری نبودن چادر به قوت خود باقی است و با نوع بدبینی که در یک نوجوان ایجاد کرده اید چه می کنید؟!

یاد داستان موسی و شبان افتادم که وقتی موسی شنید که شبان با خود زمزمه می کند:

"ای خدا! تو کجایی تا شوم من چاکرت

چارقت دوزم کنم شانه سرت

وقت خواب آید بروبم جایکت

دستکت بوسم، بمالم پایکت"

او را ملامت کرد و بلافاصله خداوند فرمود:

 "تو برای وصل کردن آمدی

نی برای فصل کردن آمدی!"

ان شاءالله در فرصت مناسب، مقالات مفصلی راجع به حجاب خدمتتان تقدیم می کنم ولی همینقدر بدانیم که آن چه در قرآن آمده پوشاندن برجستگی های بدن زن از نگاه نامحرم است و لفظ "جلباب" اشاره به تن پوشی می کند که اتفاقاً شامل سر و گردن نمی شود.

.................................

(1) اشاره به حدیثی از معصوم(ع) است که می فرماید: " قطع ظهری اثنان عالم متهتک و جاهل متنسک...

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:45  توسط گروهی از معلمین
+ نوشته شده توسط پوینده مختاری در Thu 24 May 2007 و ساعت 10:8 AM |

به نام خدا شروع نمی کنم چرا که همانند سوره ی توبه(بلا تشبیه) ناراحت و نگرانم. نگرانی ام به خاطر دین خداست که به دست نااهلانی سپرده شده که داعیه ی دینداری و جانبداری از دین دارند و به نام دین چه خیانت ها که به آن روا نمی دارند! و به قول دکتر علی شریعتی آن را ذبح شرعی می کنند.

امروز بعد از مدت ها؛ از فرسنگ ها راه دور همراه خانواده به قصد قربت به حرم مطهر امام رضا(ع) رفتیم. دختری13ساله دارم که دانش آموز سال اول راهنمایی است. خیلی مقید به خواندن نماز صبح نیست به تعبیری کاهل الصلاة است(از این جهت به پدرش شبیه است!) اما دختری محجوب، دیندار و علاقه مند به امورات شرعی است(از این جهت به مادرش رفته است!) سرتان را درد نیاورم؛ دختری با این ویژگی ها که برشمردم همانند بزرگ ترها به عشق دیدار یار؛ نماز صبح را ادا کرده و با یک دیگر به طرف مشهد مقدس راه افتادیم اواسط راه یادش افتاد که چادرش را فراموش کرده و ناراحت شد اما چون راه برگشت بسیار طولانی بود؛ دلداریش دادم که اشکالی ندارد تو که حجاب اسلامی داری! مانتو بلند و ضخیم پوشیده ای و مقنعه ای مناسب پوشیده ای! ان شاءالله مشکلی پیش نمی آید.

متأسفانه پیش بینی ام درست از آب درنیامد و در قسمت بازرسی بانوان، مانع ورود دخترم شدند. با مسؤولینی که آن جا بودند صحبت کردم ولی فایده نداشت، اجازه نمی دادند وارد شویم. اشک در چشمان دختر نوجوانم حلقه زده بود ...

در کنار قسمت بازرسی، محلی بود که در آن جا به غیرمسلمان ها چادر می دادند تا برای ورود به حرم منعی نداشته باشند، خانمم با مسؤول آن جا، مشکل را مطرح کرد ولی ایشان فقط اجازه دادند دخترم عبور کنند. هنوز چند قدمی پیش نرفته بودیم که یکی از خادمان حرم جلو ما را گرفت و پرسید چرا ایشان چادر ندارد؟ عرض کردم چادر یادمان رفته، با مسؤول مربوطه صحبت کرده ایم و ایشان اجازه داده اند. گفت: جواب حرفتان نیست غلط کرده است. دختر شما حق ورود به حرم را ندارد و تازه اگر من اجازه بدهم باز چند قدم جلوتر خادم دیگری مانع ورودتان می شود. عصبانی شدم. گفتم خانه از پای بست ویران است. تقضیر آن ... بزرگتان است و در حالی که بسیار ناراحت بودم به مسؤول اولیه مراجعه کرده و گفتم خانم محترم! من یک زرتشتی ام و می خواهم داخل حرم شوم آیا برای دخترم یک چادر دارید؟! با نگرانی پرسید پاسداری؟ گفتم پاسدار اسلامم نه پاسدار انقلاب!

 با سروصدای من و جمع شدن زوّار همان مسؤولی که گفت چادر نداریم چادری آورد و گفت: بیایید، بگیرید. کارد اگر می زدید خونم بیرون نمی آمد. جاهلان متنسّک(1) چگونه در من، دخترم و لابد هزاران نفر دیگر همچون من؛ حسّی ناراحت کننده به وجود آورده بودند که دخترم اشک ریزان و من عصبانی دیگر تمایلی به زیارت نداشتم.

مسخره نیست؟! با خود امی اندیشم لابد از این به بعد باید بگوییم «ءَ اَدخُلُ یا رَسُولَ اللهِ ءَ اَدخُلُ یا حُجَةَ اللهِ ءَ اَدخُلُ یا مَلائِکَةَ اللهِ» ءَ اَدخُلُ یا واعظ طبسی ءَ اَدخُلُ یا... الخ.

جالبه؛ برخی علمای اسلام اصل حجاب را ضروری دین نمی دانند ولی این متشرعین؛ کاسه داغ تر از آش شده اند و برای یک امر مستحبی(زیارت معصوم) آن را واجب می دانند!

دلم شکست؛ از نیمه راه برگشتم. من به شخصه خیلی اعتقاد به زیارتی که حق دیگران را پایمال کنی، دلی را بشکنی، و هزاران مثال از این دست ندارم. گاهی از فرسنگ ها راه دور به آقا (منظورم امام رضا«ع») سلام می دهم و در عالم معنی جواب می گیرم اما شما که برای غیر مسلمانان دفتر دستکی درست کرده اید که بیایند و چادر بگیرند چرا برای مسلمانان این تدبیر را به کار نمی بندید؟ ضمن این که نقد اولیه ی من مبنی بر ضروری نبودن چادر به قوت خود باقی است و با نوع بدبینی که در یک نوجوان ایجاد کرده اید چه می کنید؟!

یاد داستان موسی و شبان افتادم که وقتی موسی شنید که شبان با خود زمزمه می کند:

"ای خدا! تو کجایی تا شوم من چاکرت

چارقت دوزم کنم شانه سرت

وقت خواب آید بروبم جایکت

دستکت بوسم، بمالم پایکت"

او را ملامت کرد و بلافاصله خداوند فرمود:

 "تو برای وصل کردن آمدی

نی برای فصل کردن آمدی!"

ان شاءالله در فرصت مناسب، مقالات مفصلی راجع به حجاب خدمتتان تقدیم می کنم ولی همینقدر بدانیم که آن چه در قرآن آمده پوشاندن برجستگی های بدن زن از نگاه نامحرم است و لفظ "جلباب" اشاره به تن پوشی می کند که اتفاقاً شامل سر و گردن نمی شود.

.................................

(1) اشاره به حدیثی از معصوم(ع) است که می فرماید: " قطع ظهری اثنان عالم متهتک و جاهل متنسک...

+ نوشته شده توسط پوینده مختاری در Wed 23 May 2007 و ساعت 9:39 AM |

عاشقان عدالت،دوستان ، همکاران و دلیران زندانی

   نام و یادو افتخارپایداری های  شما در تاریخ به ثبت خواهد رسید.و سینه به سینه به آیندگان گفته خواهد شد؛تا هیچگاه زمین از انسانهای آزاده تهی نباشد.هیچ دلمان برای شما تنگ نمی شود زیراارزش شما بیشتر ازآن است ،که ما دلمان برای شما بسوزد.مادرکنج هر محفلی به دوستی با شما افتخار می کنیم.

آقایان :

منصور میرزایی

سید مجتبی ابطحی

میراکبر رئیس زاده

یزدی باشید، اصفهانی باشید یا تهرانی برای ایرانیان ایرانی هستید و برای آزادگان ،آزاده اید.برای خودم دلم تنگ است که در کنج خانه خزیده ام.

آفرین به پایداری شما ،آفرین به حق گویی و عدالت خواهی شما،به راستی که شما عاملان به آیات قرآن هستید. و مردم را به غیر زبان تان به سوی حق و حقیقت فرا می خوانید. شماآموزگاران دینی، ملی و انسانی هستید.

پایداری شما آرزوی ماست

 

+ نوشته شده توسط پوینده مختاری در Fri 18 May 2007 و ساعت 10:29 AM |

ثریا دارابی سردبیر هفته نامه ی وزین قلم معلم پس از آزادی از زندان در پاسخ به این پرسش که:

"زندان چه تاثیری بر شما داشت؟"گفت: من پس ازرفتن به زندان بیشتر به اصلاح آموزش و پرورش مصصم شده ام،بیشتر به ضعف آموزش و پرورش این مملکت پی برده ام.من وقتی جوانانی رادیدم که بخاطرناتوانی در گفتن یک  کلمه ی " نه! "  خودشان را قربانی می کنند،دلم گرفت.

خانم دارابی در پاسخ به این پرسش که:

 وظیفه ی معلم را چگونه می بینید؟ گفت:ما باید به جوانان بیاموزیم که گفتن کلمه ی "نه!" آسان تر از نابود شدن است.آدم وقتی این جوان ها را می بیند بیشتر ناراحت می شود.اما از طرفی وقتی که دیدم آدم های قاتل،وظاهرافاسدبه یک معلم تا این اندازه احترام می گذارند،خودراسربلند و سرافرازدانستم.وبه این نتیجه رسیدم که معلم از پایگاه اجتماعی خوبی برخوردار است.وازاین پایگاه اجتماعی ارزشمند به خوبی می توانیم به اصلاح جوانان کمک کنیم.

به این اندیشه بیشترمطمئن شدم که انسان ذاتابد آفریده نشده است.

سخن آخر: ازهمه ی آنهایی که در زندان باهم بودیم سپاسگزارم،چه زندانی ها و چه نیروهای انتظامی وانهایی که داخل زندان همدیگر را می یدیدیم.

یادآور می شو دکه خانم دارابی به خاطر حضور درمیدان بهارستان و شرکت در تجمع 18/اردیبهشت /86 به مدت یک هفته در زندان اوین بود.

 

 

محمد رضا رضایی که به تازگی پس از 26 روز زندانی از اوین آزاد شده می گوید: زندان برای من یک دانشگاه بود. زندان اوین برای من تجربه ی بسیار خوبی بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 0:3  توسط معلم  |  4 نظر

خانم ثریادارابی ،آقایان رضاعبدی از کرج و اسماعیل رسول خانی مصطفی قهرمانی گل امروز با سپردن وثیقه از زندان اوین آزاد شدند.آزادی این عزیزان را به خانواده ی آنها وجامعه ی معلمان شادباش می گوییم.

اما آقایان : میراکبر رئیس زاده از کانون تهران، منصور میرزایی از کانون یزدو مجتبی ابطحی از کانون خمینی شهرهنوز چشم براه رسیدن وثیقه هستند

به امید روز ی که معلم زندانی نداشته باشیم

+ نوشته شده توسط پوینده مختاری در Fri 18 May 2007 و ساعت 10:28 AM |
چهارشنبه 19/اردیبهشت/1386  ساعت 30/16 از میان 22نفر ازمعلمان بازداشت شده افراد زیر راهی زندان اوین شدند. قاضی پرونده ی معلمان برای آزادی این افراد قرار و ثیقه ی  50  تا 80 میلیون تومانی تعیین کرده بود، اما هیچ یک از معلمان حاضر به پذیرفتن این وثیقه نشدند و آن را مجازاتی سنگین قلمداد نموده و حاضر به رفتن به اوین شدند.

۱- خانم ثریا دارابی سردبیر هفته نامه ی قلم معلم(همسر محمد خاکساری)با وثیقه ی 50 میلیون تومانی

2- منصور میرزایی عضوهیات مدیره ی کانون فرهنگیان یزد (باوثیقه ی 80 میلیون تومانی)

۳- میراکبر رئیس زاده عضوهیات مدیره ی کانون معلمان ایران) باقرار وثیقه ی 50 میلیون تومانی)

۴- سیدمجتبی ابطحی عضو کانون صنفی معلمان خمینی شهر) باقرار وثیقه ی 50 میلیون تومانی)

۵- غلامرضا شیروانی شهرستان فلاورجان) باقرار وثیقه ی 50 میلیون تومانی)

۶- اسماعیل رسول خانی شهرستان رباط کریم) باقرار وثیقه ی 50 میلیون تومانی)

۷- سعید تدینی منطقه ی ۱۳ تهران) باقرار وثیقه ی 50 میلیون تومانی)

8- ارسطو (علی اصغر) قنبری منطقه ی ۴تهران ) باقرار وثیقه ی 50 میلیون تومانی)

۹- رضاعبدی منطقه ی  ۱۸تهران) باقرار وثیقه ی 50 میلیون تومانی)

۱۰-  منصور عبدالحمیدی منطقه ی ۹تهران) باقرار وثیقه ی 50 میلیون تومانی)

۱۱- فرزاد فرقانی تهران) باقرار وثیقه ی 50 میلیون تومانی)

۱۲-  مصطفی قهرمانی گل منطقه ی ۱۲ تهران) باقرار وثیقه ی 50 میلیون تومانی)

13- اکبراکبری منطقه ی ۴ تهران) باقرار وثیقه ی 50 میلیون تومانی)

۱۴-  یوسف علی غلامرضایی منطقه ی ۴ تهران) باقرار وثیقه ی 50 میلیون تومانی)

۱۵- سرکار خانم طیبه میرزایی همسر آقای داودی از۲۰ تهران) باقرار وثیقه ی 50 میلیون تومانی)

۱۶- آقای عسگری ازتهران(باقرار وثیقه ی 50 میلیون تومانی)

 افراد زیر نیز بدون قرار آزاد شدند:

 

 خانم صفری - آقایان :همت شبانی از کرمانشاه – سید عباس موسوی (عباس مرادی ساری /چهار دانگه) – عزت الله شور گشتی از کرج-بهنام پاپیان از خرم آباد.

 

به نقل از کانون صنفی معلمان ایران/ شاخه ی تهران 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:37  توسط گروهی از معلمین  |  نظر بدهید

آقایان علی اکبرباغانی،حمیدپوروثوق ،محمدتقی فلاحی،محمد رضارضایی،علی صفرمنتجبی اعضای فعال کانون صنفی معلمان ایران چهارشنبه۱۹/اردیبهشت/۸۶ساعت 17باقرار وثیقه ی 30 ملیون تومانی از زندان اوین آزاد شدند. اما آقایان علیرضا اکبری و محمود باقری هنوز در زندان اوین بسر می برند.

  آقای پوربابایی وکیل برخی از معلمان زندانی علت آزاد نشدن آقایان علیرضا اکبری  و محمود باقری را آماده نبودن وثیقه بیان نمودند و ابراز امیدواری کردند که تا روز شنبه آنان نیز به آغوش خانواده باز گردند. 

 

به نقل از کانون صنفی معلمان ایران/ شاخه ی تهران 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:31  توسط گروهی از معلمین  |  نظر بدهید

دستگیر شدگانی که تاکنون اسامی آنان گزارش شده است:
 
۱- خانم ثریا دارابی سردبیر هفته نامه ی قلم معلم(همسر محمد خاکساری)

۲- سجاد خاکسار ، پسر محمد خاکساری (که ساعاتی پس از دستگیری آزاد شد.)

۳- منصور میرزایی عضوهیات مدیره ی کانون فرهنگیان یزد

۴- میراکبر رئیس زاده عضوهیات مدیره ی کانون معلمان ایران(تهران) 

۵- سیدمجتبی ابطحی عضو کانون صنفی معلمان خمینی شهر

۶- غلامرضا شیروانی شهرستان فلاورجان

۷- عباس مرادی ساری چهاردانگه

۸- همت شبانی کرمانشاه

۹- اسماعیل رسول خانی شهرستان رباط کریم

۱۰- عزت الله شورگشتی ناحیه ی ۴کرج

۱۱- سعید تدینی منطقه ی ۱۳ تهران

۱۲- ارسطو قنبری منطقه ی ۴تهران

۱۳- رضاعبدی منطقه ی  ۱۸تهران

۱۴- منصور عبدالحمیدی منطقه ی ۹تهران

۱۵- فرزاد فرقانی تهران

۱۶- مصطفی قهرمانی گل منطقه ی ۱۲ تهران

۱۷- اکبراکبری منطقه ی ۴ تهران

۱۸- بهنام پاپیان از شهرستان خرم آباد

۱۹- سرکار خانم طیبه میرزایی همسر آقای داودی از۲۰ تهران

۲۰- آقای عسگری ازتهران

۲۱- خانم صفری همسر آقای معزی مطقه ی ۳

۲۲-یوسف علی غلامرضایی منطقه ی ۴ تهران

به نقل از کانون صنفی معلمان ایران/ شاخه ی تهران 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:28  توسط گروهی از معلمین  |  نظر بدهید

سلام

 یکی از شرایط امر به معروف: امید به تاثیر در طرف مقابل است.

 با خودم بسیار کلنجار می روم شاید بتوانم خود را متقاعد کنم بنویسم.

کاسه ی داغ تر از آش که نیستم. 

وقتی برای اصلاح به میدان آمده ام اما با باتوم و اسپری نمی دانم فلفل و یا گاز اشک آور از من استقبال می کنند

نمی دانم در آن باور اولیه ام اشتباه کرده ام یا در این باور!!!

فعلاْ که بسیار ناراحتم

تا بعد چه پیش آید

شاید هم آقایان همین را می خواسته اند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 1:21  توسط گروهی از معلمین  |  یک نظر

 

دلم گرفت از این نامردمی ها...

خلاصه ی وقایع امروز از تجمع معلمان مقابل مجلس(خبرنگار صدای معلم)
*در ورودی های شهر از ورود اتوبوس های  معلمان جلوگیری می شود.
*ایستگاه مترو در محل بهارستان  تعطیل است.
*ساعت 11 صبح: جلو درب شمالی  مجلس به فاصله ی هر5 متر یک پلیس قرار دارد. معلمانی که از شهرستان آمده یا به هر صورت زودتر رسیده اند در حال حرکت اند. به هیچ کس اجازه ی توقف داده نمی شود. حتی اگر مقابل تابلو اعلانات دفتر روزنامه ی جمهوری اسلامی بایستید شما را وادار به حرکت می کنند. جالب است در مملکت گل و بلبل جمهوری اسلامی- دفتر روزنامه ی جمهوری اسلامی دقیقاْ مقابل مجلس باشد اما هیچ خبری در این خصوص درج نکند!
*ساعت 12 و 45 یکی از اعضای کانون صنفی معلمان، آقای رئیس زاده به سمت ماشین های پلیس هدایت شد.
*  ساعت13 و 45 معلمان بصورت انفرادی در حال حرکت اند و ازدحام جمعیت همچنان باقی است.
* ازدحام جمعیت در حال حرکت بیشتر می شود. ماموران به هیچ کس اجازه توقف نمی دهند. هر کس توقف کند دستگیر می شود و به داخل اتوبوس هایی که به همین منظور تدارک دیده شده منتقل شده و راهی بازداشتگاه می شود.
*و اما کار به همین جا تمام  نمی شود. تعدادی از معلمان مقاومت می کنند و کاش نمی دیدیم که در مقابل صدها چشم نجیب  و نگران معلمان برخی از همکاران شجاع امان دستگیر و به محل نامعلومی برده شدند. یکی از همکاران مسنی که مقاومت می کرد و به اتوبوس نمی رفت دیدیم که چگونه به کمک اسپری فلفل  او را به زور بردند و به درخواستش که کمی آب می خواست هیچ توجهی نشد و جالب بود که ماموری لباس شخصی داخل اتوبوس بطری آب معدنی در دستانش بود ولی از دادن آب به ایشان امتناع می کرد. بی درنگ یاد صحرای کربلا افتادم و صحبت هایی که از کودکی آویزه ی گوشمان بود: به تشنگان باید آب داد. آب آب آب اولین کلمه ای که لابد ما به شاگردانمان خوب نیاموخته بودیم!(صدای معلم)

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

از دیدگاه دیگر به نقل از وبلاگ سپاس معلم:

در هفته معلم هم به معلمان رحم نکردند !

آفتاب گرم بهاری چهره ها را سیاه کرده بود، برخی از راه های دور آمده بودند،نگرانی از سرو روی همه می بارید. گوشه ای از بهارستان تعقیب و گریز بود.گوشه ای دیگر رفت وآمد به کندی انجام می شد.ماموران نیروی انتظامی همه جا بودند ،تا چشم کارمی کرد آدم ایستاده بود.هر چند متر یک نفررابا باتوم کاشته بودند.دسته ای از معلم ها دوان دوان می رفتند وچند نفرپشت سر آنها با باتوم و مشت و لگد می زدند.چند تا از زنان را که دراین تعقیب و کریز توان کریختن را نداشتند،زیر باتوم از پاافتادند.برخی از ماموران ارشد اطلاعات هم خونسرد گوشه ای ایستاده بودند.هرگاه چند نفر از معلمان دور هم جمع می شدند ،شعار دادن را آغاز می کردند."معلم زندانی آزاد باید گردد." هرباراین فریادسر داده می شد.مامورها به سمت شعاردهندگان حمله می کردند. وبا مشت و لگد به جان زن و پیرو جوان می افتادند.خیابان شلوغ بود.گروهی لباس شخصی وارد جمعیت شدند.ابتدا جمعیت را به دو تکه تقسیم کردند سپس هر دسته را نیز به دو دسته تقسیم نمودند. انگاه با مشت و لگد و باتوم به جان هر دسته افتادند و همه را متفرق کردند اما کار به همین پایان نیافت. در هر گوشه عده ای معلم جمع شدند.و فریاد زدند. "معلم زندانی آزاد باید گردد."تا ساعت ۱۷این روند ادامه داشت جمعیت گروهی به سمت چهارراه استانبول و گروهی به سمت پل چوبی به راه افتادند. گروه بسیاری از دیگر استانها هم به تهران آمده بودند.وبا لهجه های گوناگون گفتگو می کردند. 

داخل خیابان جمهوری بودیم از روبرو دسته ای از نظامی ها آمدند.حمله کردند از دم همه را می زدند وقیچی می کردند.میزدند و روی زمین می انداختند.زمین افتادگان را دستگیر می کردند.وبه جلو پیش می آمدند.پشت سر را نگاه کردیم گروهی دیگراز نظامی ها پشت سرمان را نیز بسته بودند.از دو طرف به جان معلم ها افتادند. تعداد زیادی را زدند و تعداد رانیزدستگیر کردند.

اسامی دستگیر شدگانی که تاکون گزارش شده است:

خانم ثریا دارابی سردبیر هفته نامه ی قلم معلم(همسر محمد خاکساری)

سجاد خاکساری (پسر ارشد محمد خاکساری) 

سرکار خانم میرزایی

  تحلیل خبر :

سپاس معلم : به نظر شما دستور ضرب و شتم معلمان سیاسی نیست

برخی آقایان بجای اینکه در تحلیل ها ی کودکانه ی خود تجمعات صنفی معلمان را سیاسی قلمداد کنند ! و آن را به آنسوی مرزها مرتبط بدانند باید بدانند این ضرب و شتم معلمان است که سیاسی شده است. و گروهی با برنامه ریزی حساب شده تا چند معلم را گیر می آورند بدون هیچ مانعی به زد و خورد آنان می پردازند و آنان را زندانی می کنند تا به نیت شوم خود که همانا ایجاد تفرقه و شکاف بین معلمان و نظام است برسند .از کجا معلوم  دست های یی از خارج کشور در این جریانات دست دارند که به داخلی ها می گویند معلمان و کارگران را بزنید تا نارضایتی های عمومی ایران را فرا بگیرد و آنگاه تمام اقشار کشور بر ضد حکومت دست به اقداماتی بزنند ؟  به نظر شما معلمی که کتک می خورد و زندانی می شود خانواده ی وی چه احساسی نسبت به نظام پیدا می کنند . این هشدار جدی است افرادی در پشت صحنه که زدو خورد معلمان را طراحی می کنند با این اقدام شوم خود به فکر ایجاد هرج و مرج در جامعه هستند و فقط قصد آنها اینست که در درازمدت معلمان در مدارس بر ضد نظام و کشور تبلیغ نمایند . و وجهه دولتمردان و مسئولین را در اذهان معلمان شریف تخریب نمایند ؟ آیا باند سعید امامی ها در بدنه ی سیستم امنیتی کشور مجدداْ متولد شده است که سعی دارد معلمان را نسبت به نظام و مسئولین بدبین نماید ؟  آیا ضرب و شتم معلمان بیگناه به اتحاد ملی جامعه کمک خواهد نمود . یا باعث پاشیدن بذر کینه و دشمنی در بین معلمان است ؟ بنظر ما عده ای فرصت طلب طبق نقشه ای که شاید سر آنها در خارج کشور باشد سعی دارد با دستگیری و کتک زدن معلمان نه تنها به ایجاد امنیت کمک نکند بلکه می خواهند قشر عظیم معلمان تحصیلکرده کشور را در برابر دولت قرار دهند . و متاسفانه باید گفت  تا حد زیادی نیز آنها به موفقیت دست یافته اند . چرا که هیچ معلمی از بازداشت و هتک حرمت نسبت به همکار خود راضی نیست ؟ و آنها هم قسم شده اند در انتخابات آینده  انتقام سخت خود را از دولت مردان بگیرند ! اگر آقایان کمی در جریانات صنفی معلمان خویشتن دار و با برنامه بودند  آنها پشتیبان خوبی همچون جامعه بزرگ فرهنگیان را به دنبال داشتند ... ولی افسوس که با این اقدامات قرون وسطایی عده ای بی خرد تمام پل ها را پشت سرشان خراب کردند . و همانطور که احمدی نژاد با حمایت اکثریت فرهنگیان قدرت را در دست گرفت آنها این توان را دارند دست شوم توهین کنندگان به همکارانشان را بالاخره روزی خرد و خمیر نمایند .  

+ نوشته شده توسط پوینده مختاری در Fri 11 May 2007 و ساعت 9:13 AM |
حقوق یک انباردار شرکت نفت  13154824 ريال

برگرفته از: وبلاگ مردی از دیار سربداران

+ نوشته شده در Sun 6 May 2007ساعت 8:16 قبل از ظهر توسط جهانیار | نظر بدهید

محرمانه و فوری

دستورالعمل وزارت ارشاد در مورد منع درج اعتراضات صنفي

به : مديران مسئول جرايد سراسر كشور 

از: وزارت ارشاد جمهوري اسلامي ايران

موضوع : بر حسب جلسه مورخ 26 / 1 / 86  شوراي امنيت ملي در مورد "اعتراضات معلمان" به كليه جرايد امر مي شود  كه از درج هر گونه اخبار مربوط به مسائل معلمان مگر به دستور دبيرخانه شوراي امنيت ملي تا اطلاع ثانوي خودداري نمايند .
با توجه به اهميت موضوع چنانچه نشريه اي بدون اجازه كتبي اقدام به نشر اخبار نمايد مطابق مقررات با آنها برخور د خواهد شد .              

 معاونت امور مطبوعات و خبرگزاري هاي داخلی وزارت ارشاد

 

+ نوشته شده در Sat 5 May 2007ساعت 10:35 قبل از ظهر توسط جهانیار | نظر بدهید

موسوي اردبيلي: يک معلم خوب از يک روحاني خوب بيشتر مي‌تواند خدمت کند

آيت الله العظمي موسوي اردبيلي در ديدار مسئولان همايش بين المللي سيماي پيامبر اعظم بر ضرورت غني کردن کتب درسي از زندگي و شخصيت پيامبر تاکيد کرد و گفت:« لازم است در برنامه ريزي از موارد غير ضروري کم کرده و بجاي آن مطالب در مورد پيامبر را بگنجانيم.»

به گزارش ايسنا، اين مرجع تقليد به نقش معلم در تربيت نسل جوان اشاره کرد و گفت:« تاثيري که معلم در ساختن فکر بچه‌ها دارد بيش از تاثير خانواده و جامعه است.»

وي به ساخت مدارس غيرانتفاعي تحت نظر علما توصيه کرد و ادامه داد:« اگر اين انقلاب نتيجه داد بدليل حضور اين بچه مدرسه‌اي‌هاست.» وي تاکيد کرد:« يک معلم خوب از يک روحاني خوب بيشتر مي تواند خدمت کند. چون بهترين ساعات عمر انسان دست معلم است.» وي ادامه داد:« هرقدر والدين غير مذهبي و جامعه درهم باشد، معلم خوب نمي‌تواند شاگرد خوب تربيت کند. معلم زماني مي تواند اثر گذار باشد که با علاقه و نيت پاک و خالص عمل کرده و مطلع و اهل فکر باشد.» وي به همايش سيماي پيامبر اعظم اشاره کرد و افزود:« اين کار شما از مصاديق ان تنصروا الله ينصرکم و يثبت اقدامکم مي باشد.»

به نقل از: وبلاگ گچ و دل فرهنگیان ایران(فیلتر شده)

+ نوشته شده در Sat 5 May 2007ساعت 10:35 قبل از ظهر توسط جهانیار | نظر بدهید

منتظر اخبار ارسالی شهر شما هم هستیم

دوستان لطفا به منظور اعتبار بخشیدن به وبلاگ خودتان واقعیتها را بنویسید و از گزاف گویی پرهیز کنید

متشکریم

******اخبار رسیده*******

اصفهان- خمینی شهر- شاهین شهر – فلاورجان- لنجان

امروز چهار شنبه دوازدهم اردیبهشت دقیقاً ساعت 9 روبروی سازمان؛ همان ساعات اولیه حدود 300 نفر حضور داشتند. از نیروی انتظامی تنها یک افسر موتور سیکلت سوار نزدیک به تقاطع مستقر شده بود.
نکته ی جالب آن که در محدوده ی بلوار هشت بهشت- استانداری و کوچه های فرعی مثل کوچه ی پشت مطبخ و کوچه ی پشت مسجد و... هیچ تلفن همراهی خط نمی داد و این امر تا زمانی که محل را ترک کردیم نیز ادامه داشت.
به مرور همکاران جمع شدند و تعداد به چندین هزار نفر رسید. شعارها تقریباً حدود ساعت 10 شروع شد و قدرت گرفت. در این شعارها صحبت از حقوق صنفی بود و این که از آقای براتی خواسته می شد صندلی را رها کند و به جمع معلمان حاضر شود ولی ظاهراً تمایل سازمان بر این بود که همکاران به داخل سازمان بروند تا بتوانند جمعیت را متفرق و مساله را لوث کنند که این امر با هوشیاری همکاران محقق نشد.
راه بلوار هشت بهشت بسته شد و همکاران در خیابان و بلوار تجمع کرده بعد از بحث و کمی درگیری لفظی نیروی انتظامی قانع شد که مسیر حرکت وسایل نقلیه را تغییر دهد.
همکاران از نواحی مختلف بودند  من خود همکاران آشنائی از مناطق خمینی شهر-شاهین شهر – فلاورجان- و حتی لنجان را مشاهده و با آن ها صحبت کردم.
اعضای محترم کانون صنفی هوشیارانه شعارها را هدایت می کردند که اغیار نتوانند از آن سوء استفاده کنند. محتوای شعارها شامل موارد زیر بود:
1)محکومیت تهدید و ارعاب معلمان و انفصال از خدمت برخی همکاران
2)محکومیت دستگیری و زندان همکاران و درخواست آزادی بدون قید و شرط آن ها
3)در خواست از ریاست سازمان برای پاسخگویی به مطالبات معلمان و انعکاس آن ها
4)اجرای لایحه ی نظام هماهنگ پرداخت برای تمام حقوق بگیران اعم از شاغل و بازنشسته و فرهنگی و غیر فرهنگی
5) فرزندان فرهنگیان قربانی بی عدالتی هستند.
6) اقدام بعدی توسط کانون صنفی؛ تحریم امتحانات باشد.
7)اشاره به بی عدالتی موجود در عین ادعای عدالت توسط نظام
در آخر یکی از فعالان صنفی، بیانیه دهم فروردین کانون صنفی معلمان ایران را قرائت نمود که بند بند آن با تأیید همکاران همراه بود و اسامی همکاران در بندمان قرائت و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط آن ها گردیدند.
قرار بر این شد که هر گونه تصمیم گیری جدید موکول به بعد از تحصن روز سه شنبه18/2/86 روبروی مجلس شود.

تهران

به گزارش فارس، بيش از 1000 معلم تهراني از ساعت 9 صبح امروز در مقابل سازمان آموزش و پرورش شهر تهران تجمع كرده و خواستار رسيدگي به حل مشكلات خود شدند.

معلمان در اين تجمع با سردادن شعارهايي در خصوص مسائل معيشتي، اجراي نظام هماهنگ پرداخت خواستار رسيدگي به اين وضعيت شدند.
 
يك معلم مقطع دبيرستان در اين خصوص به خبرنگار اجتماعي فارس گفت: معلمان خواهان انجام نظام هماهنگ پرداخت حقوق هستند ضمن اين‌كه پرداخت پلكاني حقوق را نيز قبول ندارند.

اين معلم افزود: ما مي‌خواهيم بدانيم كه نظام پرداخت پلكاني حقوق معلمان بر اساس چه قانوني انجام مي‌شود.

‌تعداد معلمان تجمع كننده با گذشت زمان بيش‌تر مي‌شود به طوري كه تا ساعت 10:30 تعداد تجمع كننده‌ها به بيش از 2000 نفر رسيده بود.

اين تجمع تنها با سردادن شعار و با در دست داشتن پلاكاردهايي برگزار مي‌شود و تا اين لحظه هيچ مسئولي در ميان معلمان حضور نيافته است.

جمعیت شرکت کننده عنوان می کردند طبق قرار قبلی در روز ۱۸ اردیبهشت - سه شنبه از ساعت ۱ الی ۵ بعدازظهر در مقابل مجلس و دیدگان نمایندگان ملت (میدان بهارستان) تجمع صنفی خود را ادامه خواهند داد!

همچنین در پایان مراسم امروز تهران معلمان تصمیم گرفتند در صورت عدم آزادی معلمان زندانی و همدردی و رفع نگرانی های خانواده ی های آنان  روز شنبه ۱۵ اردیبهشت ساعت ۹ صبح در مقابل دادگاه انقلاب واقع در خیابان معلم تجمع نمایند. مگر این که تا آن زمان همگی معلمان زندانی به آغوش خانواده های خود بازگردند.

.....................................

امروزجمعی از معلمان در مقابل سازمان آموزش وپرورش شهر تهران گرد هم آمدند؛ این جمع 3000 نفری نشان دادند که پیشروان عدالت خواهی در میان معلمان تهران هستند، این جمع ثابت کرد که تهدید و ارعاب چاره ساز نیست، ثابت کردند فرزندان معلمان دربند را همانند فرزندان خود دوست می دارند، تنها شعار ندادند(بهشتی حمایتت می کنیم) بلکه با عمل خویش فریاد بر آوردند.

امروز شاهد حضور معلمان پیش کسوت بودیم، امروز هم فریاد برآوردند:

 معلم زندانی آزاد باید گردد                           

حقوق صنفی ما ایفاد باید گردد               

معلم آزاده، آزاد باید گردد

معلم! هفته ات؛ تسلیت، تسلیت

خود در رفاه و نعمت، ما را کنند نصیحت!

نظام هماهنگ؛ حق مسلم ماست                

تهدید، زندانی، دیگر اثر ندارد

وعده های دروغین رنگی دگر ندارد  

به نقل از فریاد معلم

http://faryademoallem.blogfa.com/post-39.aspx

 

استان چهار محال و بختیاری

پس از تلاش های به اصطلاح مسئولین تحصن روز نهم اردیبهشت در کمتر از 50% از
دبیرستان ها و هنرستان ها برگزار گردید و امروز 12 اردیبهشت هم عده ی کمی در مقابل
بعضی ادارات و سازمان آموزش و پرورش استان به تحصن خود ادامه دادند.
خوشا به حال آنان که به فروغ آگاهی رسیده اند!

زرین شهر

امروز چهارشنبه جمع کثیری از فرهنگیان زرین شهر در مقابل اداره ی آموزش و پرورش تجمع کردند. در این مراسم چند تن از فرهنگیان سخنانی ایراد کردند و در بیانیه ی پایانی خواستار آزادی همکاران خود و اجرای نظام هماهنگ پرداخت شدند.

مشهد

امروز مشهد حال و هوای دیگری داشت. واقعاً چه زیباست اتحاد و انسجام!
همه ی همکاران بودند از تمامی مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان، اساتید دانشگاه و...
از همه جالب تر پیشکسوتان تعلیم و تربیت؛ منظورم باز نشسته هاست با اون دست های لرزان اما محکم در مقابل احقاق حقشان. همه در مقابل سازمان کل آموزش و پرورش خراسان رضوی تجمع کرده بودند.
- روزی به یاد ماندنی بود.

..................................

همزمان با روز معلم صدهاتن از فرهنگیان مشهد با تجمع در مقابل اداره کل آموزش و پرورش خراسان رضوی به پیگیری مطالبات صنفی خود پرداخته اند. در این تجمع هیچ شعاری داده نمی شود و فقط تعداد معتنابهی پلاکارد و اعلامیه به دیوارهای اداره کل نصب شده که بیانگر خواسته های معلمین مشهد است.

معلمین حاضر در تجمع در حال امضاء توماری هستند که خواستار اجرایی شدن لایحه ی خدمات کشوری و افزایش حقوق معلمین بر اساس آن ـ استیضاح وزیر آموزش و پرورش در مجلس - عدم برخورد امنیتی و قضایی با خواسته های صنفی معلمین و آزادی معلمین بازداشت شده  می باشد.همچنین پلاکارد بزرگی از معلمان جهت حضور در تجمع مقابل مجلس در روز ۱۸ اردیبهشت دعوت می کند.

حاشیه های همایش معلمان در مشهد:فتوکپی فیش حقوقی یک کارمند شرکت نفت با مدرک دیپلم  و حقوق یک میلیون و سیصد هزارتومانی در کنار فیش حقوقی یک معلم یا مدرک کارشناسی و دریافتی ۳۲۵ هزارتومانی در میان حاضرین در تجمع امروز توزیع شد که روی آن نوشته شده بود علم بهتر است یا انبارداری ؟ روی یک پلاکارد نوشته شده بود "همکاران حراست مقدمتان گل آذین!" جمعیت نیروهای انتظامی و امنیتی خیلی بیشتر از معلمین بود. اگرچه این تجمع منجر به بسته شدن خیابان امام مشهد نشده بود اما راهنمایی و رانندگی از تردد وسایط نقلیه بغیر از اتوبوسها جلوگیری می کرد. این همایش ساعتی بعد و بدون هیچ مشکلی با غیبت و بی توجهی مسئولین آموزش پرورش پایان یافت. ساعتی پیش اداره ارشاد طی نامه ای از رسانه های رسمی خواستار عدم انعکاس خبر تجمعات صنفی معلمین شده بود.

این عکس ها مربوط به مشهد مقدس است.

روز معلم مشهد

روز معلم مشهد2

روز معلم 3

منبع عکس های فوق: وبلاگ هشام برهمت

منبع عکس فوق: وبلاگ معلمی از کویر سربداران

قزوین

نویسنده: کانون صنفی فرهنگیان قزوین

امروز فرهنگیان قزوین با حضور پر شور خود اعتراض خود را اعلام کردند. (با کمال افتخار دوباره شما را لینک کردم.)

قوچان

 امروز در شهرستان قوچان نیز عده ای از همکاران فرهنگی همگام با سایر یارانشان در مقابل اداره آموزش و پرورش تجمع کردند.
در پایان مراسم شیخ بزرگ شهر یا همان امام جمعه و چند نفر از نیروی انتظامی و فرماندار به محل اداره امده و با تهدید جمع فرهنگیان را متفرق نمودند و از آقای مولوی (رئیس صنف)خواستند تا برای دادن توضیحاتی به اداره اطلاعات مراجعه کند.

 

شهرضا

امروز چهارشنبه 12 اردیبهشت ماه 85  مصادف با روز معلم بیش از 200 نفر از فرهنگیان شاغل و بازنشسته و عمدتاً از مقطع متوسطه در محل مدیریت آموزش و پرورش شهرضا با متانت و وقار تجمع نمودند و با سکوت خود نسبت به وضع موجود آموزش و پرورش اعتراض کردند چرا که سکوت سرشار از ناگفته هاست.
در این تجمع برای اولین بار نزدیک به 50 نفر از همکاران خانم از مقطع متوسطه حضور داشتند. تجمع کنندکان در پایان تجمع طوماری را امضا کردند مبنی بر حمایت از همکاران بازداشتی و درخواست آزادی آن ها؛ شناسایی عواملی که با توهین و هتک حرمت معلمان سعی در منکوب و مرعوب نمودن آن ها داشته اند و اجرای هرچه سریعتر لایحه ی نظام پرداخت هماهنگ.
متأسفانه فرهنگیان مقاطع ابتدایی و راهنمایی بنا به دلایلی که خود بهتر می دانند و حق مسلم آن هاست در این تجمع حضور نداشتند.
به امید روزی که همه ی ما با اتحاد انسجام و اعتدال در پی احقاق حقوق صنفی خود باشیم.
و سرانجام مسوولین محترم!

 بیایید و برای یک بار حرف ما را بشنوید و برای رفع تبعیض تلاش نمایید که این به صلاح اسلام و مملکت و من و شما است.

بجنورد
امروز چهارشنبه 12/2/86
طبق برنامه ی قبلی که از طرف کانون صنفی معلمان کشوری اعلام گردیده بود و با ارسال اس ام اس مطلع شده بودیم  بیش از 1000 معلم از ساعت ۹ صبح تا ساعت ۱۲ ظهر در محل سازمان آموزش وپرورش تجمع کرده و به این وسیله خواستار مطالبات به حق خود شدند.

سنندج

موکریان: صبح امروز 12 اردیبهشت 86 به مناسبت روز معلم، جمع کثیری از فرهنگیان و معلمان سنندج در محوطه ی سازمان آموزش و پرورش استان کردستان، تجمع کردند.
در این تجمع معلمان ضمن در دست داشتن پلاکاردهایی با مضامین جامعه ی مدنی بدون یک زندانی، معلم بیدار است از تبعیض بیزار است، خواسته ی انسانی، انتظار انسانی و... بر صنفی و مدنی بودن این حرکت تأکید کرده خواستار آزادی همکاران بازداشت شده ی خود شدند.
شایان ذکر است این تجمع ساعت 9 صبح آغاز و 12 ظهر با قرائت قطعنامه ای پایان یافت.

کرمانشاه

در کرمانشاه، از ساعات اولیه ی صبح امروز بیش از ٢٠٠ پلیس خیابان ها و کوچه های منتهی به اداره ی آموزش و پرورش را محاصره کرد تا از حضور معلمان جلوگیری کنند. با این همه از ساعت ١٠ صبح حدود ١٠٠ نفر از معلمان در کنار پارک معلم جمع شده اند تا به مقابل اداره آموزش و پرورش بروند. بنا به این گزارش به تدریج بر تعداد معلمان افزوده می شود.

مریوان

امروز چهارشنبه 12 ارديبهشت 86 روزي كه توسط جمهوري اسلامي روز معلم ناميده مي شود بار ديگر فرهنگيان هميشه حاضر در صحنه ی مريوان در مقابل اداره ی آموزش و پرورش شهرستان مريوان كلاس هاي درس را تعطيل كرده و به تجمع اعتراضي پرداختند. در اين تجمع كه حداقل 1000 نفر از فرهنگيان مريوان حضور داشتند فرهنگيان مريوان به وضعيت موجود و فضاي حاكم بر جامعه فرهنگي و خفقاني كه بر آن ها تحميل شده است اعتراض نمودند. همچنان قابل ذكر است كه نيروهاي امنيتي از دور و نزديك اين تجمع را زير نظر داشتند و دنبال كوچكترين روزنه براي نفوذ در اين تجمع و بر هم زدن آن داشتند.
در اين تجمع كه فرهنگيان غيور مريوان با حضور پر شور خود تمامي نظرها را  به خود جلب نموده بودند يك بيانيه نوشته و توسط يكي از فرهنگيان براي جمعيت حاضر قرائت شد و مورد تشويق حاضرين قرار گرفت كه متن اين بيانيه به صورت زير است:

ما معلمان متحصن در اين جا جمع شده ايم تا يك بار ديگر متحد و هم صدا به ترتيب زير پاي بر خواسته هاي خود بفشاريم:
آزاد كردن همه ی معلمان زنداني
رفع انفصال از خدمت و تبعيد همكاران
دادن حق رأي به تشكل هاي صنفي معلمان درشوراي عالي آموزش و پرورش
تغيير معيار هاي انتخاب معلم نمونه ی كشور
انتخابي كردن مديران و مسئولين اجرايي
تأسيس بانك فرهنگيان
رفع فضاي پليسي و امنيتي و خروج نيروهاي امنيتي از آموزش و پرورش و مدارس
رفع محدوديت مصاحبه با رسانه ها
ادغام دو وزارت خانه علوم و آموزش و پرورش
اجراي طرح نظام هماهنگ پرداخت
لغو بند 13 از مواد قانون تخلفات اداري مبني بر صدور حكم براي همكاران از طرف نهاد متبوع بدون رسيدگي مراجع ذي صلاح
اعتراض به هتك حرمت عده اي از همكاران فرهنگي از طرف كميته ی سوخت شهرستان مريوان
حضور قاطعانه ی همكاران در مقابل مجلس شوراي اسلامي روز سه شنبه 18 ارديبهشت ماه 86
در پايان لازم است كه ذكر كنم همه ی ما مؤظف هستيم كه از اين قشر مبارز و هميشه حاضر در صحنه ی مبارزه حمايت كنيم و پا به پاي آن ها در صحنه حاضر باشيم و حمايت كامل خود را از آن ها اعلام كنيم.
به اميد اين كه ديگر در روز معلم به جاي اين كه شاهد تشكر و تقدير از معلمان باشيم شاهد صحنه هاي تجمع اعتراضي نباشيم.
خبرنگار آزاد
: مبين دهباشي

مازندران(ساری- قائم شهر)

شهرهای ساری و قائم شهر 12/2/86 تجمع برگزار کردند البته باتدابیر امنیتی و جو پلیسی که حاکم بود. جالب این که حراست قائم شهر خبرنگار هفته نامه ی خبری که برای تهیه ی خبر آمده بود را بعد از پایان تجمع احضار کردند و نوشته را با تهدید از او گرفتند.
تو که یارم نیی پیشم چرایی؟!

تو که نوشم نیی نیشم چرایی؟!

تو که مرحم نیی زخم دلم را

نمکپاش دل ریشم چرایی؟!

شاهین شهر امروز 12 اردیبهشت معلمین عزیز شهرستان شاهین شهر استان اصفهان با تجمع باشکوه خود در محل اداره ی آموزش و پرورش بار دیگر نسبت به حق مسلم خود اعتراض نمودند. اکثریت همکاران حاضر بودند بجز عده ای ... نظیر مدرسه راهنمایی ... نزدیکی آموزش و پرورش. مدیر؟ اداره؟ و معاونین او از ترس درهای اتاق های خود را بسته و در جمع همکاران حاضر نشدند. مهم ترین شعارهای امروز:
بهشتی، باغانی حمایتت میکنیم
بهشتی، باغانی آزاد باید گردند.
تهمت به فرهنگیان حرف منافقین است.
حقوق؛ هماهنگ نشه- امتحان تعطیل میشه!
معیشت، منزلت، حق مسلم ماست.
معلم، بیدار است. از تبعیض بیزار است.
همکاران اداری! اتحاد اتحاد
مدیران مدارس! اتحاد اتحاد
و...

در ضمن همکاران حاضر تصمیم گرفتند تا در روز 18 اردیبهشت با هزینه ی خود اتوبوس تهیه کرده و به صف عظیم فرهنگیان در تهران بپیوندند. ضمن این که تمامی همکارن فرهنگی حاضر خواستار بیانیه ی بعدی کانون صنفی فرهنگیان کشور بودند تا بعد از 18 اردیبهشت با عدم حضور خود در مدارس تا حصول نتیجه ی قطعی راهشان را ادامه دهند.

زرین شهر

امروز چهارشنبه جمع کثیری از فرهنگیان زرین شهر در مقابل اداره آموزش و پرورش تجمع کردند. در این مراسم چند تن از فرهنگیان سخنانی ایراد کردند و در بیانیه پایانی خواستار آزادی همکاران و اجرای نظام هماهنگ پرداخت شدند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:52  توسط گروهی از معلمین  |  نظر بدهید 23 نظر
+ نوشته شده توسط پوینده مختاری در Wed 9 May 2007 و ساعت 8:12 AM |
بعد از ظهر دوشنبه با ورود دو نفر  که خود را از طرف دادگا ه انقلاب مامور معرفی کردند رایانه  و برخی از مدارک هفته نامه قلم معلم . مقالات . اطلاعات مربوط به تولید و الواح فشرده گوناگون از منزل مدیر فنی هفته نامه قلم معلم آقای اکبری بدون  تحویل هیچ گونه رسیدی مصادره شد.

در ضمن برگه  احضار  به   دادگاه انقلاب نیز برای حضور در روز چهارشنبه ۲۲/۱/۸۶ به ایشان تحویل داده شد.

جریانی مشابه همین برخورد برای دیگر فعالان کانون  صنفی معلمان تهران رخ داد  و رایانه شخصی آقایان رضایی و ....  برده شد  و برگه احضار به دادگاه انقلاب تحویل ایشان گردید .

نوشته شده توسط مدرس در جمعه 1386/01/31 ساعت 2:26 | لینک ثابت | نظر بدهید
گزارش ملاقات برخی از نمایندگان کانون صنفی معلمان ایران با وکلای کانون مدافعان حقوق بشر

 

سه شنبه ۲۱/۱۲/۸۶ برخی ا ز اعضای کانون صنفی معلمان ایران با در دست داشتن برگه های احضاری که  پس از مصادره رایانه شخصی و برخی مدارک و دست نوشته ها ی شان توسط مامورانی که خود را از طرف دادگاه انقلاب معرفی کردند به آنها تحویل داده شده بود به دفتر کانون مدافعان حقوق بشر رفتند تا با وکلای این مرکز رایزنی کنند.

 

در این دیدار  آقای عبد الفتاح سلطانی به نکات مهمی درباره نحوه  برخورد با بازجویان و حضور د ر دادگاه اشاره کردند. 

نکاتی که توجه به آنها برای تمامی فعالان صنفی معلمان لازم و مفید فایده خواهد بود .

* بر طبق قانون اساسی متهم می تواند از پاسخ دادن به سوالات امتناع ورزد و تقاضای حضور وکیلش راداشته باشد .

* لازم است که از پاسخ دادن به سوالاتی به غیر از موضوع اتهام جدا پرهیز شود .

این قبیل سوالات نامربوط هیچ ربطی به بازجویان ندارد و هدف تخریب روحیه و ناراحت کردن متهم و پرونده سازی برای متهم  در همان زندان به کمک خود متهم می باشد .

تفتیش عقاید طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ممنوع است و متخلف از آن مجرم می باشد .

* ضرب و شتم و اهانت طبق اصو ل ۳۸ و ۳۹ قانون اساسی از ممنوعات قانونی می باشد . لذا بازجویان و نه هیچ کس دیگر هرگز حق هیچ گونه اهانت یا ضرب و  شتمی را ندارند و متخلف از این قانون مجرم است .

* سعی کنید پاسخ ها کوتاه مختصر و حول فعالیت صنفی خودتان باشد و از اطاله کلام و ربط دادن به موضوعات غیر مورد اتهام خود پرهیز کنید .

نوشته شده توسط مدرس در جمعه 1386/01/31 ساعت 2:24 | لینک ثابت | نظر بدهید

پر و بال هفته نامه قلم معلم بریده شد   ؟؟؟!!!!!

 

در پی دستگیری آقایان علی اکبر باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران و عضو هیئت تحریریه هفته نامه قلم معلم و حمید پور وثوق نایب رئیس و خبرنگار پارلمانی هفته نامه قلم معلم و علیرضا اکبری عضو هیئت مدیره کانون و مدیر اجرایی هفته نامه قلم معلم و محمد رضا رضایی عضو هیئت مدیره کانون و مدیر فنی هفته نامه قلم معلم و مصادره و ضبط کامپیوتر های شخصی و کاری ایشان به انضمام دست نوشته ها و مدارک وتعدادی  سی دی ، هفته نامه قلم معلم یکباره با خلعی مواجه شد.

ناگهان از حضور گرم و پور شور این عزیزان محروم شدیم .

این گمان می رود که یکی از دلایل دستگیری دست اندر کاران هفته نامه قلم معلم اعمال فشار به این نشریه می باشد.

 امید است به یاری خدای مهربان و تلاش شبانه روزی دست اندکاران هفته نامه قلم معلم هر چه زودتر شاهد انتشار شماره جدید – شماره 44 – باشیم .

نوشته شده توسط مدرس در جمعه 1386/01/31 ساعت 2:23 | لینک ثابت | نظر بدهید

اصل بیست و هفت قانون اساسی

جمهوری اسلامی ایران

 

تشکیل اجتماعات  و راه پیمایی ها بدون حمل سلاح ، به شرط آنکه

 

 مخل به اسلام نباشد آزاد است .

نوشته شده توسط مدرس در جمعه 1386/01/31 ساعت 2:21 | لینک ثابت | نظر بدهید

اصل سی و دوم

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

 

هیچکس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند . در صورت بازداشت ، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چها ر ساعت پروند ه مقدماتی به مراجع صالحه قضائی ارسال و مقدمات محاکمه ، در اسرع وقت فراهم گردد.

متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود .

نوشته شده توسط مدرس در جمعه 1386/01/31 ساعت 2:21 | لینک ثابت | نظر بدهید
 

دستگیری هاد ی لطفی نیا

از فعالان صنفی معلمان مشهد

 

به گزارش خبرنگار قلم معلم از مشهد ،عصر روز سه شنبه ۲۸/۱/۸۶  نیروهای لباس شخصی با ورود به منزل هادی لطفی نیا و توقیف کامپیوتر و برخی از مدارک و... این جانباز جبهه ها ی جنگ تحمیلی را با خود بردند .

تا هم اکنون از وضعیت ایشان اطلاعی در دست نیست .

هادی لطفی نیا سابقه حضور فعال در جبهه های جنگ را دارد در این را ه پای راست ایشان از  بالای زانو قطع شده است و دانشجو ی دکتری ادبیات فارسی می باشد .

بسیاری از فعالان صنفی مشهد و شهرستان ها انزجار خود را از دستگیری این فعال صنفی و خبرنگار قلم معلم اعلام کرده اند و خواهان آزادی هرچه سریعتر ایشان هستند.

نوشته شده توسط مدرس در جمعه 1386/01/31 ساعت 2:19 | لینک ثابت | نظر بدهید
جان باختن يک‌ معلم‌ فداکار در حين‌ کمک‌ به‌ سيل‌ زدگان‌

تاريخ و ساعت : ۲۸ فروردين ۱۳۸۶ - ۷:۴۰ کد خبر : 10057



 يک‌ معلم‌ فداکار در حين‌ کمک‌ به‌ سيل‌ زدگان‌ روستاي‌ امير علياي‌ شهرستان‌ سلسله‌ در اثر برق‌ گرفتگي‌ جان‌ باخت‌‌. به‌ گزارش‌ خبرنگار سرویس حوادث انتخاب، درشهرستان‌ سلسله‌ در اثر بارندگي‌ هاي‌ اخير ديروز سيلاب‌ از ارتفاعات‌ مشرف‌ به‌ شهر الشتر مرکز اين‌ شهرستان‌ جاري‌ شدوروستاي‌ امير علياي‌ را در محاصره‌ سيل‌ قرار داد. در اين‌ هنگام‌ معلم‌ روستا به‌ کمک‌ اهالي‌ شتافت‌ و درحين‌ خارج‌ کردن‌ اب‌ از اصطبل هاي‌ دام‌ روستائيان‌ با استفاده‌ ازدستگاه‌ پمپاژ / دچار برق‌ گرفتگي‌ شد و جان‌ باخت‌ ‌. با تلاش‌ ستاد حوادث‌ غير مترقبه‌ شهرستان‌ سلسله‌ اهالي‌ روستا از محاصره‌ سيل‌ خارج‌

+ نوشته شده توسط پوینده مختاری در Fri 20 Apr 2007 و ساعت 7:50 AM |

ابطحی آزادیت مبارک          همکاران همدلیتان مبارک

+ نوشته شده توسط پوینده مختاری در Thu 19 Apr 2007 و ساعت 8:12 AM |


Powered By
BLOGFA.COM